یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

از کتاب عایشه بعد از پیامبر:

توی این قسمت کتاب، امام حسین راجع به عایشه صحبت می کنه (البته یه نفر داره ازش سوال می کنه و اونم در جواب اینا رو میگه).

ام المومنین از قدیم نسبت به پدر و مادرم و ما نیک بین نبود تا اینکه در عثمان را در سن هشتاد سالگی به قتل رساندند و بعد از او از پدرم درخواست کردند که خلیفه ی مسلمین شود و با وی بیعت کردند.

دو تن از کسانی که با پدرم بیعت کردند طلحه و زبیر بودند که مال دوست بودند و جاه طلب و بعد از اینکه با پدرم بیعت کردند انتظار داشتند که از طرف پدرم مشاغل بزرگ به آنها واگذار شود یا اینکه از بیت المال استفاده نمایند و مستمری دریافت کنند. پدر من صلاح ندانست.

آن دو نفر چندی صبر کردند و امیدوار بودند که پدرم روش خود را نسبت به آنها تغییر دهد ولی بعد از اینکه دیدند روش پدرم تغییری نکرد، نزد عایشه، ام المومنین، رفتند و به او گفتند که پدرم برکنار شود.

طرف می پرسه:

آیا موقعی که مردم از پدرت درخواست کردند که خلیفه شود عایشه با خلافت پدرت موافق بود یا مخالف؟

اما حسین جواب میده: در آن موقع عایشه ام المومنین با خلافت پدرم مخالفت نکرد. طلحه و زبیر می دانستند که اگر خود آنها بخواهند علیه پدر من علم طغیان برافرازند، آنقدر نفوذ ندارند که عده ای را اطراف خود جمع کنند. این بود که از عایشه درخواست نموندند که جلو بیفتد و او هم پذیرفت.

طرف می پرسه:

کسانی که می خواهند مبادرت به طغیان بکنند باید دستاویزی داشته باشند، دستاویز آنها چه بود؟

امام حسین میگه: دستاویز آنها این بود که شهرت دادند که پدر من عثمان را کشته است، در حالی که پدر من بزرگتر از آن بود که یک پیرمرد هشتاد ساله را به قتل برساند.

----

در ادامه اش راجع به جنگ جمل صحبت می کنه و اینکه عایشه طرفدارانی در نزدیکی بصره در عراق داشته و بنابراین شورش در اونجا اتفاق می افته. البته قبل از جنگ حضرت علی به عایشه پیغام میده و بهش پیشنهاد میده که به عربستان برگرده و جنگ نکنن ولی عایشه قبول نمی کنه و جنگ میشه.

چیزی که این وسط جالبه اینه که توی جنگ، دست های شتر عایشه رو قطع می کنن با شمشیر ولی شتر نمی افته و طرفدارای عایشه این رو معجزه می دون رو به عایشه نسبت می دن.

وقتی که طرف این رو از امام حسین سوال می کنه، امام حسین میگه که این چیز عجیبی نیست، گاهی پیش میاد و در جنگ های دیگه هم اتفاق افتاده که دست های شتر که قطع میشه، حیوون از درد و ترسی که داره تا چند لحظه خودش رو روی پاهاش نگه میداره ولی سرانجام می افته و این اتفاق برای شتر عایشه هم افتاده، ولی "قبل از اینکه شتر سقوط کند پدرم دستور داد که با سرعت ام المومنین را از کجاوه خارج نمایند که بر اثر سقوط شتر آسیب نبیند".

در مورد نتیجه ی جنگ هم امام حسین این طور توضیح میده:

در آن جنگ عایشه ام المومنین به ظاهر سردار قشون خصم بود و بعد از اینکه اسیر شد می باید با وی چون کنیز رفتار می شد ولیکن پدرم با احترام به اینکه او عایشه همسر جدم رسول الله است او را مانند یک میهمان عالیقدر مورد پذیرایی قرار داد و به او گفت هرجا میل دارد برود می تواند برود.

آنهایی که در آن جنگ به طرفداری از ام المومنین و طلحه و زبیر با پدرم و سربازان او جنگیدند کسانی محسوب می شدند که بر امام عصر خود خروج نمودند و مجازات آنها اعدام یا غلامی بود ولی پدرم همه را مورد بخشایش قرار داد  و به آنها گفت که منظور من این بود که هسته ی شورش از بین برود و اینک که آن هسته از بین رفته است قصد ندارم که شما را بیازارم.

---

به نظرم بعضی از این رفتارا واقعا جای تامل داره. آیا مملکت های اسلامی امروزی هم همین رفتارا رو دارن؟!!!

 

بعدا اضافه شد:

همسر میگه طلحه و زبیر بیعت نکردن و اون موقع رفتن مکه عمدا که بیعت نکنن. من در این مورد نظری ندارم. علاقه مندان خودشون مطالعه کنن لطفاچشمک

[ ۱۳٩٢/٧/٢۱ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب