یه کلمه هست توی آلمانی به اسم mitfahrglegenheit که ما ایرانی ها به اختصار بهش میگیم میتفارنیشخند. mit، همون with ه و fahr همون drive انگلیسی هست.

اینجا یه فرهنگ خوب دارن و اونم اینه که یه سایت دارن به اسم mitfahrglegenheit.de، هر کس که می خواد با ماشینش جایی بره میره توی این سایت آگهی می ذاره که من فلان روز میخوام از فلان شهر برم به فلان شهر و ماشینم (مثلا) دو نفر جا داره.اگه دوست داشته باشه شماره اش رو هم میذاره تا باهاش تماس بگیرین وگرنه با ایمیل یا از طریق سایت باید براش پیام گذاشت.

اونایی که علاقه مند هستن و مثلا ساعت حرکت، محل حرکت و خلاصه کل شرایط براشون اکی هست به طرف زنگ می زنن و هماهنگ می کنن، میرن سر قرار و با اون بنده ی خدا میرن به اون شهری که می خوان.

این کار چند تا مزیت داره: اول اینکه اون بنده ی خدا حداقل پول بنزینشو در میاره (پول بنزین اینجا واقعا زیاده)، دیگه اینکه خب ماشین خالی نرفته و به ازای هر نفر یه ماشین توی مملکت راه نمی افته! هر چند نفر با یه ماشین می رن. مثلا شده من با میتفاری رفتم که راننده خودش می گفت من اکثرا با ماشینم نمیام، خودم زنگ می زنم میتفار هماهنگ می کنم با یکی دیگه میرم.

یعنی مثل ما ایرانی ها نیستن که وقتی یه نفر ماشین داره دیگه همیشه با ماشین خودش همه جا بره. این کارشون هم آلودگی هوا رو میتونه کم کنه، هم ترافیک رو و به نظر من از همه مهم تر اینه که بالاخره وقتی یه نفر این فرهنگو داره به بچه اش هم همین فرهنگو یاد میده و نسلشون با فرهنگ درست بار میان. در مقابل یکی از تفریحات خیلی از جوونای ایرانی، دور دور کردن با ماشینه!!! چیزی که واقعا هیچ هدفی نداره!

یه خوبی دیگه ی این روش هم (حداقل برای ما خارجی ها) اینه که یه فرصتی پیش میاد که با یه نفر صحبت کنی و یه جوری تبادل فرهنگی میشه. مثلا ما یه بار با یه بنده خدایی می رفتیم گفت من یه بار دو تا مسافر مسلمون داشتم به خاطرشون نگه داشتم تا نماز بخونن، شما هم اگه خواستین بگین براتون نگه دارم!!! یا مثلا یه بار دیگه یه راننده ای از فسنجون ایرانی تعریف می کرد (البته اسمشو بلد نبود، فقط توصیف می کرد!)، یکی دیگه از استامبولی ما تعریف می کرد. معلومه که واقعا با فرهنگ های مختلف آشنا میشن توی این مسیرها.

---

البته این فرهنگ در حالت فعلی واقعا فکر نمی کنم به درد ایران بخورهنیشخند، اصلا امنیت نداره آخه! اینجا آدم با خیال راحت با این میتفار ها قرار میذاره و اصلا هم نگران امنیتش نیست، یعنی یه چیز کاملا عادیه. مثل اینکه شما تاکسی بگیری بری سر کار ولی تو ایران حتی آژانس رو هم آدم تا بهش اطمینان نداشته باشه نمی تونه سفارش بده!