دیگه مخم داره می پکه واقعا!

از صبح نشستم پای یه کد که در واقع من نباید بنویسمش ولی خب دانشکده ی ما اونقدر پولدار نیست که بخواد یه سری آدم استخدام کنه این کارا رو انجام بدن برامون.

از صبح سر اشکال گیری یه تیکه ی کوچیک کد نشسته ام، تازه هنوزم تموم نشده، نوشتن کد یه طرف، اشکال گیری اون استثناهایی که بهشون بر می خوره یه طرف!