از کتاب عایشه بعد از پیامبر:

توی این قسمت کتاب یه بنده خدایی داره صحبت می کنه، وسط صحبت هاش یه چند جمله توصیف پیامبر رو میگه، به نظرم جالب اومد:

بارها اتفاق افتاد که کسانی نزد رسول الله آمدند که او را نمیشناختند و من هم حضور داشتم، چون لباس پیغمبر فرقی با لباس مسلمین نداشت و هیچ کس نمی توانست از روی لباس ها و علائم ظاهری تشخیص بدهد که وی پیغمبر است.

در مواقع عادی پیغمبر بین مسلمان ها قرار می گرفت و بر آن ها مقدم نمی شد تا کسانی که می خواهند پیغمبر را ببینند از روی تقدم وی، رسول الله را بشناسند.

معهذا قیافه ی پیامبر ما طوری جذاب و دارای روحانیت بود که هرکس که میخواست پیغمبر را ببیند در نظر اول بین عده ای از مسلمین وی را می شناخت و به سوی محمد (ص) می رفت.

-----

وقتی مسلمونا توی فلسطین پیروز میشن، شخصی به نام خالدبن ولید میشه حاکم اونجا که بت پرستی بوده که بعدا مسلمون شده بوده. منتها وقتی مسلمون میشه خیلی متعصب میشه و هر کسی که مسلمون نبوده و مسلمون نمیشده رو به قتل می رسونده.

بنابراین یکی دیگه از مسلمون های فلسطین یه نامه می نویسه و میده که یه نفر (همونی که توصیفات بالا رو داشت میگفت) ببره برای پیامبر. اونم می بره و پیامبر وقتی متوجه میشه قضیه چیه خیلی متاثر میشه و به حضرت علی میگه یه نامه از طرف من به خالدبن ولید بنویس و بگو:

خداوند در قرآن میگوید یهودیان و عیسویانی که از دستور پیغمبر خود پیروی نمایند و از نیکوکاران باشند به بهشت می روند. ما مکلف هستیم که از امر خدا اطاعت کنیم و خداوند امر نکرده که اهل کتاب به زور دین اسلام را بپذیرند. از قول من به او بنویس که بعد از این از ابراز فشار به یهودیان و نصرانیان خودداری کند و اگر اموال یهودیان و نصرانیان را که کافر حربی نبوده اند ضبط کرده به آنها بدهد.

---

این تیکه ی صحبت پیامبر که پررنگش کردم واقعا برام خیلی جالب بود. پیامبر به صراحت بعد از اینکه اسلام رو معرفی کرده و همه می تونستن مسلمون بشن، بازم گفته میشه یه آدمی یهودی یا مسیحی باشه و بره بهشت، ولی من یه سری از مسلمونا رو دیدم که اصرار دارن که نخیر، بهشت رفتن مسیحی ها و یهودی ها فقط برای اونایی بوده که مال قبل از اسلام بودن و بعد از اینکه پیامبر اسلام رو معرفی کرده، هرکی مسلمون نشه دیگه نمیره بهشت!!!