یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

وصیت نامه ی امام حسین به برادرش محمد حنفیه که خیلی هم کوتاهه ولی جالبه (من وصیت نامه رو از اینجا برداشتم):

«بسم الله الرحمن الرحیم . هذا ما أوصى به الحسین بن على الى أخیه محمد بن الحنفیه : انّ الحسین یشهد أن لااله الاّ اللّه وحده لا شریک له و أنّ محمّداً عبده و رسوله جاء بالحقّ من عنده و أنّ الجنّة حق و النار حقّ و الساعةآتیةٌ لاریب فیها وأنّ اللّه یبعث من فى القبور و أنّى لم أخرج أشراً و لا یطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انّما خرجت ُلطلب الاصلاح فى أمّة جدى أرید أن آمر بالمعرفو و أنهى عن المنکر و أسیر بسیرة جدّى و أبى على بن أبى طالب فمن قبلنى بقبول الحقّ فالله أولى بالحقّ و من ردّ على هذا أصبر حتّى یقضى الله بینى و بین القوم و هو خیرالحاکمین . و هذه وصیّتى الیک یا أخى وما توفیقى الاّ باللّه علیه توکّلت و الیه أُنیب » .
ترجمه : به نام خداوند بخشنده مهربان . این وصیت حسین بن علی به برادرش محمد بن حنفیه است . همانا حسین شهادت می دهد به وحدانیت خدا و به رسالت محمد که از طرف خدا به حق آمده و شهادت می دهد که بهشت و جهنم حق است و شکی در برپایی روز قیامت نیست و خداوند همه مردگان را زنده خواهد کرد. خروج من بر یزید برای ایجاد فتنه و فساد یابرای سرگرمی و خودنمایی نیست , بلکه برای اصلاح امور امت جدّم رسول خدا است . من تصمیم گرفته ام امر به معروف و نهی از منکر کنم و از سیره و روش جدّم و پدرم علی بن ابی طالب پیروی کنم . اگر کسی دعوت به حق را پذیرفت , خداوند سزاوار به قبول آن است . اگر کسی آن را نپذیرفت , صبر خواهم کرد تا خدای متعال میان من و این جماعت داوری کند و او بهترین حکم کنندگان است . این وصیت من است به تو ای برادر, و توفیقی نیست مگر با کمک خدا. توکل بر او می کنم و به سوی او انابه می نمایم .

تیکه ای که بولد کردم، تیکه ای هست که اون آقای احم..د قابل در موردش صحبت می کنه و من اینجا خلاصه ی حرفاش رو میذارم در مورد اون تیکه:

میگه امام حسین داره میگه من کارم امر به معروفه، به مردم میگم، اگر پذیرفتن که پذیرفتن وگرنه صبر می کنم، نه اینکه شمشیر می کشم.... همه خیال می کنن که امر به معروف یعنی شمشیر کشیدن، یعنی جنگیدن، یعنی خون ریختن...

----

یهویی یادم افتاد که یه دوست زرتشتی داشتم می گفت من خیلی مطالعه کردم راجع به دین شما، راجع به امام حسین هم کتاب خوندم و مطالعه کردم، خیلی قبولش دارم، حتی نذر هم دادم تا حالا توی ماه محرم. فکر می کنم کم کم دارم علاقه مند میشم به مقام اون برسم!! و به اندازه ی یه زرتشتی از امام های دین خودم اطلاع داشته باشم.

------

یه فایل صوتی بود یه بار گوش میدادم، اسمش بود تحریفات واقعه ی کربلا، صدای مرتضی مطهری بود. من یادم نیست که همه اش رو گوش دادم یا نه ولی دو تاش برام جالب بود که یادم مونده:

1- حادثه ی زعفر جنی که اومد به امام حسین کمک کنه و این حرفا جزو تحریفات واقعه ی کربلاست.

2- یه جریان دیگه هم راجع به امام حسین می گفت، که یادم نیست توی همون فایل بود یا یه فایل دیگه. به هر حال قضیه از این قرار بود که می گفت یه روز حضرت علی روی منبر بود تو مسجد و داشت برای مردم صحبت می کرد که امام حسین اونجا نشسته بود توی مسجد و گفت بابا من آب می خوام! حضرت علی به یه کسی (که دقیقا یادم نیست کی بود) میگه برو براش آبا بیار. اونم میاره ولی قبل از اینکه بده به امام حسین ظرف می افته و آباش می ریزه. اینجاشو دقیق یادم نیست. شاید یه چیزی بود تو مایه های اینکه حضرت علی ناراحت میشه و میگه امام حسین بعدا تشنه می مونه یا یه همچین چیزی. یا شاید یه چیزی توی این مایه ها که این ریختن آب نشونه ی همون سرنوشت بعدا امام حسینه! خلاصه یه چیزی تو این مایه ها دیگه.

حالا تحریف کجاست؟ مرتضی مطهری میگه تحریف اینجاست که حضرت علی کی توی مسجد روی منبر سخنرانی می کرد؟ فقط وقتی خلیفه بود. زمانی که خلیفه نبود که این کارو نمی کرد که! بعد اون موقع میدونین امام حسین چند سالش بود؟!! مثلا یه جوون مثلا 30 40 ساله! به نظر شما همچین آدمی، کسی که قراره بعد امام باشه، توی اون سن، وقتی پدرش که خلیفه است داره روی منبر سخن رانی می کنه، به باباش میگه آب می خوام؟!!!

[ ۱۳٩٢/۸/۱٤ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب