از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

وقتی امام حسین داشته از مکه خارج می شده، به یه مرد عراقی برمی خوره. از طرف می پرسه:

از اخبار مردم پشت سر خود با من بگوی.

طرف جواب میده: دلها با توست و شمشیرها با بنی امیه و تقدیر به دست خدا...