از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

وقتی امام حسین داشته می رفته به سمت کوفه، یه سری آدم از کوفه دارن میان و خبر کشته شدن مسلم و کسی که بهش پناه داده بود (هانی) رو به اطرافیان امام میدن و اونا هم به امام می گن. امام حسین هم نوشته ای در میاره و برای مردم می خونه:

به نام خدای رحمان رحیم،

اما بعد: خبری فجیع آمده، کشته شدن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن بقطر. شیعیانمان مارا بی یاور گذاشته اند. هر کس از شما می خواهد بازگردد، بازگردد که حقی بر او نداریم.

مردم یکباره از وی پراکنده شدند و راه راست و چپ گرفتند و او ماند و یارانش که از مدینه با وی برون آمده اند. این کار را از آن رو کرد که گمان داشت بدویان از پی او آمده اند به این پندار که سوی شهری می رود که مردمش به اطاعت وی استوارند و نخواست با وی بیایند و ندانند که کجا می روند می دانست وقتی معلومشان کند جز آنها که می خواهند جانبازی کنند و با وی بمیرند همراهش نمی روند.