دیروز یه قسمت از کتاب تاریخ طبری رو خوندم که الان پیداش نمی کنم، به هر حال نقل به مضمونش اینه که امام حسین که داشته می رفته کوفه، حر و یارانش (که طرفدار جبهه ی ابن زیاد بودن) جلوی امام حسین رو می گیرن و امام حسین میگه یا بذارین برگردم یا بذارین به یه مسیر دیگه برم.

حالا بحثم سر این نیست، نکته اینجاست که یه جای این مذاکراتی که بین امام حسین و دشمناش میشه، وقت نماز می شه و امام حسین به حر میگه میخوایم نماز بخونیم، شما هم با ما می ایستین به نماز یا میرین به خیمه های خودتون. اونم میگه با شما می خونیم و واقعا وای می ایستن و پشت امام حسین نماز می خونن.

---

دشمنم دشمنای قدیم!! اون زمان دشمن، پشت سر امام حسین نماز می خوند، حالا شیعه پشت سنی و سنی پشت شیعه نماز نمی خونه!!

یا مثلا شما یه درصد احتمال بده که الان دشمن(!!) بگه ما حاضریم پشت سر شما نماز بخونیم، چقدر ما واسش حرف و حدیث در میاریم که این حتما فلان نقشه رو داره و میخواد بهمون نارو بزنه و چنینه و چنانه!!