از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

امام حسین چندین بار با کسایی که راهش رو گرفتن که به کوفه نره صحبت می کنه، مذاکره می کنه، هی پیام می فرسته، فرستاده می فرسته تا ببینه با غیر جنگ راضی میشن یا نه و البته هرگز هم حاضر به جنگ نمیشه. در واقع کاری که امام حسین می کنه دفاع از خوده، نه جنگ، چون سپاه امام نیست که جنگ رو شروع می کنه.

حتی یه قسمت کتاب نوشته که سپاه امام هیزمی فراهم کردن و آتیشی برپا کردن تا دشمن از پشت نتونه بهشون حمله کنه (البته جنگ هنوز شروع نشده بوده) که شمر که کاملا مسلح بوده با اسبش میاد اون دور و بر و فریادمی زنه: "ای حسین در این دنیا پیش از روز رستاخیز آتش را به شتاب خواستی؟"

امام حسین می پرسه این کیه؟ انگار شمربن ذی الجوشنه؟

یاراش میگن بله، خودشه.

مسلم بن عوسجه (از یارای امام حسین) میگه: "ای پسر پیمبر خدا، فدایت شوم، تیری به او بیندازم که در تیررس من است و تیرم خطا نمی کند، این فاسق از جباران بزرگ هست.

حسین گفت: تیرش نزن که نمی خواهم من آغاز کرده باشم."