یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

 

حمیدبن مسلم گوید: حسین جبه ی خزی به تن داشت و عمامه به سر، و با وسمه خضاب کرده بود (یعنی موهاشو رنگ کرده بود با وسمه، خودمم نمی خودم وسمه چیه ولی سرچ کردم، یه گیاهه!!).

گوید: پیش از آنکه کشته شود شنیدمش که می گفت - در آن حال پیاده می جنگید چون یکه سواری دلیر، از تیر اجتناب می کرد، جای حمله را می جست، به سواران حمله می برد- می گفت: " برای کشتن من شتاب دارید، به خدا پس از من از بندگان خدا کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن وی بیش از کشتن من بر شما خشم آرد، به خدا امیدوارم. خدا وهن شما را مایه ی حرمت من کند و به ترتیبی که ندانید انتقام مرا از شما بگیرد. به خدا اگر مرا بکشید خدایتان به جان هم اندازد و خونهایتان را بریزد. و به این بس نکند و عذاب دردناکتان را دو برابر کند."

گوید: مدتی دراز از روز ببود که اگر کسان می خواستند بکشتندش کشته بودند اما هرکس به دیگری وا می گذاشت و هر گروهی می خواست گروه دیگر مرتکب کشتن او شده باشد.

گوید: "آنگاه شمر میان کسان بانگ زد که وای شما، منتظر چیستید؟ مادرهایتان عزادارتان شود، بکشیدش".

گوید: پس از هر سو به او حمله بردند ضربتی بر کف دست چپ او زدند، ضربت را زرعه بن شریک تمیمی زد، ضربتی نیز بر شانه اش زدند، پس برفتند و او سنگین شده بود و در کار افتادن بود.

گوید: در این حال سنان بن انس نخعی حمله برد و نیزه در او فرو برد که بیفتاد و به خولی بن یزید اصبحی گفت: "سرش را جدا کن". می خواست بکند اما ضعف آورد و بلرزید و سنان بن انس بدو گفت:" خدا بازوهایت را بشکند و دستانت را جدا کند". پس فرود آمد و سرش را ببرید و جدا کرد و به خولی بن یزید داد، پیش از آن ضربت های شمشیر مکرر خورده بود.

جعفربن محمد گوید: وقتی حسین بن علی کشته شد، سی و سه ضربت نیزه و سی و چهار ضربت شمشیر بر او بود.

---

گوید: هرچه به تن حسین بود در آوردند، جامه ی زیر را بحربن کعب گرفت. روپوش را که خز بود قیس بن اشعث گرفت. نعلین او را یکی از بنی داوود گرفت اسود نام .شمشرش را یکی از بنی نهشل گرفت که پس از آن به کسان حبیب بن بدیل رسید.

 

[ ۱۳٩٢/۸/٢۱ ] [ ٩:۳٤ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب