از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

در ادامه ی همون چیزایی که توی آخرین "چیزایی که امروز یاد گرفتم" نوشتم، نوشته شده که چطوری بعد از اینکه امام حسین کشته شد، به اموالشون حمله کردن و همه چی رو تاراج کردن:

گوید: کسان به رناس ها و حله ها و شترها روی آوردند و همه را غارت کردند.

گوید: کسان به زنان حسین و بنه و لوازم وی روی کردند، زن بود که بر سر جامه ی تنش با او درگیر می شدند و به زور می گرفتند و می بردند.

-----

گوید: از یاران حسین علیه السلام هفتاد و دو کس کشته شد. مردم غاضریه، از قبیله ی بین اسد حسین و یاران او را یک روز پس از کشته شدنشان به خاک سپردند.

از یاران عمربن سعد هشتاد و هشت کس کشته شده بود بجز آنها که زخمی شده بودند. عمر سعد بر کشتگان نماز کرد و به خاکشان سپرد.

----

این قسمت مربوط به وقتی هست که دارن اسیرا رو که بینشون خانواده ی امام حسین هم هستن می برن:

گوید، هرچه را فراموش کنم گفته ی زینب دختر فاطمه را فراموش نمی کنم که وقتی بر برادر مقتول خویش گذشت می گفت: " ای محمدم، ای محمدم، فرشتگاه آسمان بر تو صلوات گویند، این حسین است، در دشت افتاده، آغشته به خون اعضا بریده!

ای محمدم، دخترانت اسیرند، باقی ماندگانت کشتگانند که باد بر آنها می وزد."

گوید: به خدا همه دشمن و دوست را بگریانید.