یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

از اون روزی که نشستم دارم کتاب تاریخ طبری رو می خونم (قسمت مربوط به حوادث سال شصت و شصت و یک، یعنی زمان امام حسین)، هی توی متن دنبال این چیزایی که می گردم که یه سری هر سال به خورد ما میدن، ولی دریغ از اینکه یکیشونو پیدا کنم!!

نه از اون گفت و گوهای جانسوز وداع زینب و حسین خبری هست، نه از اون وقایع کشتن عباس و این چیزا. واقعا برام عجیب بود که حتی چیزی در مورد اینکه عباس بره آب بیاره و کشته بشه و این حرفا نبود اصلا توش!

یه چیز دیگه هم که توی این کتاب فهمیدم اینه که اصلا چیزی به اسم "قیام امام حسین" از بیخ و بن غلطه! چون اصلا امام حسین به قصد جنگ از عربستان نیومده بیرون که! بنده ی خدا مکه بوده، قرار شده بیان بکشنش، گفته پس میرم که حرمت خونه ی خدا شکسته نشه، چون دشمناش واقعا براشون مهم نبوده که کجا میتونن بکشنش، فقط می خواستن بکشنش که دیگه نباشه، امام حسین هم میگه پس از اینجا میرم که اینجا نکشنم، بعد که میبینه اون همه نامه براش میاد از کوفه و فرستاده هم میفرسته (مسلم رو) و می بینه که مردم بیعت می کنن با مسلم و اجازه میدن بهش که بره اونجا، میگه خب میرم اونجا.

البته این وسط خیلی ها بهش میگن که نرو، می کشنت، ولی خب گوش نمی ده و میگه مردمشون بهم نامه دادن و باید برم. ولی بازم به هیچ وجه "به قصد جنگ" از مکه خارج نمیشه. میره وسط راه، راهشو سد می کنن و مجبورش می کنن که بجنگه، تا آخرین لحظه هم امام حسین باهاشون صحبت می کنه، مذاکره می کنه، حتی پیشنهاد میکنه که خب اجازه بدین برم به یه سمت دیگه، اصلا نرم کوفه (یعنی به هر طریقی تلاش می کنه که جنگ نشه و آدما نمیرن)، ولی خب قبول نمی کنن و در نهایت مجبورش می کنن که بجنگه.

حالا من واقعا نمی فهمم که قیام حسین که هر روز واسه ما علم می کنن و ازش دم می زنن کجاست واقعا؟ یادتون دبیرستان بودیم بهمون می گفتن که یزید به صورتی عیان و واضح (بر خلاف پدرش) آدم بدی بود، آدم شرابخوار و مفسدی بود و به همین دلیل امام حسین با یارای یزید جنگید؟ من که هیچ سرنخی مبنی بر همچین انگیزه ای ندیدم توی کتابی که خوندم!!

---

به نظرم واقعا واجب شد بقیه ی کتابو هم بخونم، ببینم دیگه چه دروغایی به زور توی مخ ما فرو کردن تو این سالها!!


[ ۱۳٩٢/۸/٢٢ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب