یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

خب در ادامه ی خوندن کتاب، جواب یکی از سوالا رو تا حدودی گرفتم و اونم اینکه همسر حضرت زینب توی کربلا نبوده و وقتی توی میدینه خبر کشته شدن دو تا پسرش رو توی کربلا می شنوه:

وقتی عبدالله بن جعفربن ابی طالب خبر یافت که دو پسر وی نیز با حسین کشته شده اند، یکی از غلامانش پیش وی رفت، در آن وقت کسان به وی تسلیت می گفتند.... گفت (غلامه گفته:): این را از حسین داریم و به سبب او به سرمان آمد.

گوید: عبدالله بن جعفر با پاپوش خویش او را بزد و گفت: ای پسر زن بوگندو، درباره ی حسین چنین می گویی؟ به خدا اگر آنجا بودم، دلم میخواست از او جدا نشوم، تا با وی کشته شوم....

گوید: آنگاه رو به حاضران کرد و گفت: حمد خدای، به خدا کشته شدن حسین برای من گران بود، اگر دستانم او را یاری نکرد، دو پسرم یاریش کردند.

 

[ ۱۳٩٢/۸/٢۳ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب