از کتاب تاریخ طبری، جلد هفتم:

خب در ادامه ی خوندن کتاب، جواب یکی از سوالا رو تا حدودی گرفتم و اونم اینکه همسر حضرت زینب توی کربلا نبوده و وقتی توی میدینه خبر کشته شدن دو تا پسرش رو توی کربلا می شنوه:

وقتی عبدالله بن جعفربن ابی طالب خبر یافت که دو پسر وی نیز با حسین کشته شده اند، یکی از غلامانش پیش وی رفت، در آن وقت کسان به وی تسلیت می گفتند.... گفت (غلامه گفته:): این را از حسین داریم و به سبب او به سرمان آمد.

گوید: عبدالله بن جعفر با پاپوش خویش او را بزد و گفت: ای پسر زن بوگندو، درباره ی حسین چنین می گویی؟ به خدا اگر آنجا بودم، دلم میخواست از او جدا نشوم، تا با وی کشته شوم....

گوید: آنگاه رو به حاضران کرد و گفت: حمد خدای، به خدا کشته شدن حسین برای من گران بود، اگر دستانم او را یاری نکرد، دو پسرم یاریش کردند.