یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

از کتاب تاریخ یعقوبی:

دقیقا یادم نیست که تاریخ طبری هم چنین چیزی نقل می کرد یا نه و اینکه چقدر صحت داره، ولی به هر حال این تیکه رو از تاریخ یعقوبی می نویسم:

از امام سجاد نقل شده که میگه همون شبی که بامدادش پدرم کشته شد، اومد داخل خیمه و شعری خوند (که شعر و معنیش توی کتاب ذکر شده) که امام سجاد و زینب متوجه منظورش میشن و می فهمن که منظورش اینه که فردا قراره کشته بشن.

امام سجاد میگه که گریه راه گلوم رو گرفت ولی جلوی اشکمو گرفتم ولی عمه ام زینب که شنید : ".. و شان زنان نازکدلی و بیتابی است، بی اختیار سربرهنه و دامن کشان از جا می جست و می گفت: وای از بی برادری، [کاش] مرگ زندگی را از من گرفته بود ...". "پدرم به او نگریست و غصه ی خود را فرو خورد و سپس گفت: خواهر خدا را پرهیزگار باشه که مرگ ناچار می رسد." پس زینب لطمه بروی خویش زد و بیهوش افتاد و فریاد کرد: ای وای، بی برادر شدم. امام پیش رفت و آب بروی خواهر ریخت و باو گفت: خواهرا، بشکیبایی خدا، شکیبا باش، چه مرا و هر مسلمان را به پیامبر خدا اقتدا باید".

---

پی نوشت 1: من توی "" گذاشتم متن رو چون همه اش دقیقا متن کتابه، اما جاهایی که عربی داشته حذف کردم و اون جاهایی هم که ... داشته، یعنی توضیحات بیشتر بوده ولی من همه اش رو ننوشتم، چون مفهوم خاصی به متن اضافه نمی کرد.

پی نوشت 2: واقعا آدم وقتی این کتابای تاریخو می خونه تازه می فهمه امام و خواهر بردادراشون و کل خانواده شون واقعا آدم های معمولی بودن، مثل ما، اونا هم گریه می کنن، ناراحت میشن، جیغ می زنن، بی تابی می کنن و خیلی کارای دیگه.


[ ۱۳٩٢/۸/٢٦ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب