خب، خیلی وقت بود از این موضوعا ننوشته بودم.

اومدم دوباره نشستم سر کتاب حماسه ی حسینی که مال مطهریه که ببینم بالاخره چی به ما یاد میده، اینایی که اینجا نوشتم ربطی به عاشورا و امام حسین نداره، ولی خب توی کتاب بود و منم نوشتم.

یه جمله اش که خیلی مصداق داشت برای امروز. من فکر می کردم امروزی ها این جوری اند، معلوم میشه سی سال پیش هم ایرانی ها همین جوری بودن:

"... ولی ما اگر فرنگی یک زنار ببندد، ما دو تا زنار می بندیم."

----

یه کتابی معرفی کرده توی این کتاب به اسم لولو و مرجان و توش راجع به انواع دروغ و روضه های دروغ توضیح میده. حالا به گفته ی این کتاب، توی مقدمه ی اون کتاب (لولو و مرجان) نوشته:

"و در مقدمه ی کتاب نوشته است که فلان عالم بزرگ از علمای هندوستان نامه ای به من نوشته است و از روضه های دروغی که در هندوستان خوانده می شود شکایت کرده و از من خواسته است که یک کاری بکنم، کتابی بنویسم که جلوی روضه های دروغ در آنجا گرفته بشود. بعد مرحوم حاجی به این عبارت ذکر می کند، می نویسد: این عالم هندی خیال کرده که روضه خوانها وقتی به هندوستان می روند دروغ می گویند، نمی داند که آب از سرچشمه گل آلود است، مرکز روضه های دروغ،  کربلا، نجف و ایران است. همان مراکز تشیع مرکز روضه های دروغ است."

---

پی نوشت: ماشاءالله ایرانی ها از همون اوایل انقلاب مشغول بودن به خوندن روضه های دروغ، الان که دیگه خدا به خیر کنه...