ادامه ی کتاب حماسه ی حسینی:

در ادامه ی ذکر کردن تحریفات واقعه ی کربلا:

"می گویند: در همان گرماگرم روز عاشورا که می دانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند، امام فرمود حجله ی عروسی راه بیندازید، من می خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترانم، لااقل شبیهش را هم شده، در اینجا ببینم. (حالا قاسم یک بچه ی سیزده ساله است.) چرا؟ آخر آرزو دارم، آرزو را که نمی توانم به گور ببرم."

"یکی از چیزهایی که از تعزیه خوانی های قدیم ما هرگز جدا نمی شد، عروسی قاسم بود، قاسم نوکدخدا، یعنی نو داماد، قاسم نوداماد، در صورتی که این قضیه در هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد."