اینا رو در واقع دیروز یاد گرفتم ولی وقت نشد بنویسم. راجع به معاویه پسر یزیده. تا حالا فکر کردین که این آدم بنا به گفته ی (حداقل برخی از) کتابای تاریخ آدم خوبی بوده؟

از کتاب تاریخ یعقوبی:

"سپس معاویه بن یزیدبن معاویه که مادرش ام هاشم دختر ابوهاشم بن عتبه بن ربیعه بود، چهل روز و به قولی چهار ماه حکومت کرد و روشی نیکو داشت و برای مردم سخنرانی کرد و گفت:

پس از حمد و ثنای خداوند، ای مردم، ما بوسیله ی شما امتحان شدیم و شما به وسیله ی ما، و از آنکه ما را خوش ندارید و از ما بدگویی می کنید بی خبر نیستیم. همانا نیای من معاویه بن ابوسفیان با کسی در امر خلافت بنزاع پرداخت که در خویشاوندی با پیامبر خدا از او سزاوارتر و در اسلام از او شایسته تر بود، کسی که پیشرو مسلمانان بود و اول مومنان و پسرعموی پیامبر پروردگار جهانیان و پدر فرزندان خاتم پیامبران، جد من نسبت به شما گناهانی مرتکب شد که می دانید و شما هم با او چنان رفتار کردید که انکار ندارید، تا مرگش فرا رسید و در گرو عمل خویش گرفتار آمد. سپس پدرم را عهده دار حکومت ساخت با اینکه از او امید خیر نمی رفت، پس بر مرکب هوس نشست و گناه خود را نیکو شمرد و امیدش بسیار شد. لیکن آرزو به دستش نیامد و اجل دست او را کوتاه ساخت، نیرومندی او به انجام رسید و مدت او سرآمد و در گورش گرو گناه و اسیر بزهکاری خویش گردید.

پس گریه کرد و گفت: ناگوارترین چیزها بر ما آن است که بد مردن و برسوایی بازگشتن او را می دانیم، چه او عترت پیامبر را کشت و حرمت را از میان برد. ما بهره ای از آن بردیم، و اگر خسارت است آل ابوسفیان را همانچه از او بدست آورده اند، بس است. مروان بن حکم به او گفت : به روش عمر خلافت را به شورا واگذار. گفت نه زنده  و نه مرده کار شما را به عهده نمی گیرم و کی پسر یزید مانند عمر بوده است و کجا می توانم یک مرد مانند مردان عمر پیدا کنم؟

معاویه 23 ساله بود که مرد و خالدبن یزیدبن معاویه و به قولی عثمان بن محمد ابی سفیان بر او نماز گزارد و در دمشق به خاک سپرده شد و همانجا ساکن بود.

----

اینجا رو هم نگاه کنید