بازم دلم نیومد هیچی یاد نگیرم چشمک. یه سری زدم به کتاب مقامات العلیه. این کتاب یه کتاب اخلاقی هست. در واقع عین کتاب درمان و طب و این چیزا می مونه. دونه دونه صفات بد رو اسم می بره (عین بیماری)، توضیح میده، علائمشون رو میگه، اثرات مخربشون رو میگه، درمانشون رو هم میگه! برای گفتن درمانشون در واقع میگه که ضد این صفت چیه و یه صفت مثبت رو توضیح میده و دوباره علائم اونو میگه و از این چیزا دیگه.

این کتابو چون خیلی وقت پیش شروع کردم به خوندنش و همه اش رو هم نمیشه نوشت، فکر نمی کنم ازش زیاد اینجا بنویسم، چون واقعا باید پیوسته بخونینش، وگرنه من اگه بیام فقط علائم یه بیماری رو بنویسم که به درد نمی خوره! باید همه چیزش با هم باشه.

حالا یه کمی از کتابو که خیلی توی زندگی روزمره مون بارها دیدیم رو میذارم تا بفهمیم همین رفتار ساده نشون از یه بیماری اخلاقی داره و در واقع جزو رذایل اخلاقیه:

گفتن سخنان بیفایده:

و بدانکه ، همچنانکه کلام بیفایده بد و موجب خسران ابد است ، همچنین سؤ الهاى بیفایده نیز مذموم بلکه مذمت آن بیشتر و مفسده آن شدیدتر است ، مثل آنکه کسى را بینى که عبور مى کند گوئى از کجا مى آیى ؟ یا کجا مى روى ؟ یا از کسى بپرسى که امروز روزه اى ؟ یا نماز شب مى خوانى ؟ و امثال اینها، چه بسا باشد که آن شخص بملاحظه نخواهد اظهار کند، پس یا دروغ مى گوید یا توریه مى کند یا سکوت مى نماید، و تو یا باعث گناه یا موجب زحمت او یا اهانت خود گشته اى ، و از این قبیل است سؤ ال از مرض و لاغرى و بدتر از همه آنکه در نزد مریض شدت مرض او را بیان کنى که همه اینها علاوه بر آنکه سخن لغو است باعث ایذاء و گناه و شکستن خاطر مى شود، و سبب این نوع سخنان یا حرص بر شناختن چیزهاى بیفایده است ، یا خوش مشربى کردن تا مردم بصحبت او میل کنند، یا گذرانیدن وقت و بسر آوردن روز و شب ، و همه اینها از پستى قوه شهویه و متابعت هواى نفسانیه است .