از کتاب مقامات العلیه:

حسد چیه؟

عبارت است از تمناى زوال نعمت از برادر مسلم خود از نعمتهائى که صلاح او باشد 

غبطه چیه؟

اگر تمناى زوال نکند بلکه مثل آن را از براى خود نیز بخواهد، آن را غبطه و منافسه گویند.

----

امر به معروف و نهی از منکر چطوری باید باشه؟

وجوب امر به واجب و نهى از حرام چهار شرط دارد:


اول آنکه شخص آمر و ناهى علم داشته باشد باینکه آن فعل واجب است یا حرام نه آنکه بر او مشتبه باشد.

دوم آنکه احتمال اثرى در آن بدهد (اصولا کسی به این توجه نمی کنه!!)

سوم آنکه متضمن مفسده و ضررى بخود یا بیکى از مسلمانان نباشد.

چهارم آنکه از تارک واجب یا فاعل حرام آثار پشیمانى و توبه به ظهور نرسد (یعنی طرف اگه کار حرامی انجام داده آثار پشیمونی یا توبه توش دیده نشه، یعنی اگه دیدی طرف توبه کرده یا پشیمونه، دیگه حق نداری بری نهی از منکرش کنی!)

و از جمله امورى که در این مقام لازم است آن است که علم بصدور آن بهم رسیده باشد، اما بمحض احتمال یا مظنه تجسس لازم ندارد و در صدد فحص نباید بر آید.

(منظورش اینه که مطمئن باشی که طرف واقعا اون کارو انجام داده، نه اینکه مثلا از کسی شنیدی که فلانی فلان کارو انجام داده و خودت مطمئن نیستی، در این شرایط نباید تفحص کنی که مطمئن بشی که طرف اون کارو کرده که تو بخوای امر به معروف و نهی از منکرش کنی، یک کلام به زور تلاش نکنین یه کاری پیدا کنین که طرف انجام داده باشه تا طرفو امر به معروف و نهی از منکر کنین چشمک)

و بدانکه سزاوار است از براى صاحب این صفت (احتمالا منظورش کسی هست که امر به معروف می کنه) آن که خوش ‍ خلق و صبور و حلیم و قوى النفس باشد و باید طمع در کسى نداشته باشد و خیرخواه مردم و مهربان بایشان باشد و معرفت بتفاوت اخلاق مردم داشته باشد تا با هر کسى بنوعى که مناسب است رفتار نماید (هرگز به عمرم نشنیدم کسی راجع به این موضوع حرف زده باشه و هرگز تر ندیدم کسی به همچین چیزی توجه کرده باشه!!) و بمکرهاى نفس مکاره و کید شیطان بینا و دانا باشد و نیت خود را از براى خدا خالص کند و استعانت و یارى از او جوید.

و نیز بدانکه از براى امر به معروف و نهى از منکر چند مرتبه است:

اول انکار قلبى (یعنی قلبا راضی نباشی از کاری که می کنه)

دوم ارشاد و هدایت (یعنی به طرف بفهمونی که کاری که کرده اشتباهه، به خاطر اینکه خیلی وقتا آدما اشتباهایی که می کنن از سر جهل و نادانیه)

سوم اظهار کراهت و تنفر از شخص عاصى و کناره جویى از اوست،

چهارم ، بزبان منع کردن است به نصیحت اگر مفید نشد به تهدید، اگر نشد بسخنان درشت اگر نشد بدشنام دادن بلفظ جاهل و احمق و نادان و امثال اینها.

 

--

بقیه ی مراحلشو دیگه ننوشتم چون هم زیاد می شد، هم اینکه اصولا وقتی به این مرحله می رسه آخرش دعوا میشه و در مورد هموطنای عزیز ما دیگه به مراحل بعدی نمی رسه نیشخند