یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیدم یکی دو تا از دوستان استقبال کردن از نوشتن راجع به فرهنگ آلمانی، گفتم بیام یه کم بیشتر براتون بنویسم.

شهر ما یه کتابخونه ی عمومی داره که اسمش هست کتابخونه ی شهر. چیزی که توی این کتابخونه با کتابخونه های ایران متفاوته اینه که یه قسمت داره مخصوص بچه ها، با میز و صندلی های کوچیک، دقیقا در حد بچه ها، با رنگ های شاد، سبز، زرد، قرمز و امثالهم و یه سری اسباب بازی. کتاب ها هم که مسلما بچگونه هستن و اکثرشون هم طوری چیده شدن که دست بچه ها برسه، یعنی مجبور نیستن از کسی کمک بگیرن تا کتابو بردارن. خیلی ها میارن بچه هاشونو میذارن که اونجا بازی کنن و حتی شده عکسای کتابا رو نگاه کنن. من توی اون چند باری که رفتم اون کتابخونه، همیشه بچه هایی رو می دیدم که اصلا سنشون نمی تونه از چهار پنج سال بیشتر باشه، ولی خب ماماناشون میارنشون اونجا.

کلا فرهنگ کتابخونی آلمانی ها، مثال زدنیه. پدر و مادری که خودشون میان کتابخونه، مسلما بچه هاشون هم میان.

از اینکه بگذریم، یه نکته ی خوب دیگه اش اینه که محدودیت تعداد کتاب نداره. هر کس می تونه در آن واحد هر چند تا کتاب که دلش می خواد از کتابخونه امانت بگیره.

یه نکته ی دیگه اش اینه که مسئولی نداره که بخواین بگین کتاب رو براتون ثبت کنه. دستگاه هست، کارتتونو می گیرین جلوش، رمز عبورو وارد می کنین و بعد دونه دونه بارکد کتاباتونو میگیرین جلوی دستگاه و سیستم نشون میده که این کتاب الان بارکدش خونده شد و امانت گرفته شد، اگر هم نتونه بارکدو بخونه، پیغامی میده که متوجه میشین باید دوباره این کارو بکنین. اگر باز هم این کارو کردین و کتابو نخوند، می تونین ببرین پیش مسئولش تا اون کتاب رو دستی براتون وارد کنن. ولی در حالت کلی مسئولین اونجا کارشون کتاب امانت دادن نیست، سوال جواب دادنه، ثبت نام کردنه یا حل کردن مشکلاتی که پیش میاد.

اگر هم کتابو دیر ببرین هر روز یه یورو جریمه شه (اگه درست یادم باشه). جریمه رو هم نمی دین به مسئول که بشه چونه زد! یه دستگاه هست که جریمه رو باید اونجا پرداخت کنین. اگر این کارو نکنین، وقتی جریمه تون به یه حدی بره دیگه نمی تونین کتاب قرض بگیرین، سیستم بهتون اجازه نمی ده!

کتاب پس دادنشون هم جالبه. یه دستگاه هست بیرون از در ورودی کتابخونه، البته نه بیرون از کل ساختمون!). شما کتابتون رو میارین اونجا، یه چیز ریل ماننده. کتابو میذارین اون رو و اگه سیستم تونسته باشه کتابو بخونه (بارکدش رو) که هیچی بهتون اکی میده، وگرنه کتابو پس میده و باید دوباره بذارین روی ریل. به این ترتیب توی این قسمت هم هیچ آدمی نیست که تحویل بگیره کتابا رو و همه چی ماشینی و خیلی راحت و بدون صف انجام میشه.

--

پی نوشت: البته آلمانی ها با این همه سیستم هنوز موفق نشدن ما خارجی ها رو کتابخون کنن، نگران نباشین نیشخند

[ ۱۳٩٢/٩/٢٢ ] [ ٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب