خیلی وقته کتاب نخوندم، کتاب خونم افتاده! همین یه ذره ای رو که این نصف شبی تو این شرایط موفق شدم بخونم، باز یه ذره شو براتون می نویسمنیشخند.

از کتاب مفتاح الفلاح:

"علامت دوستی خدای تعالی مر بنده را آن است که توفیق دهد او را که قطع تعلق از دار غرور نموده، به عالم نور که عبارت از عالم انس به خدا و آشنایی اوست عروج نماید."

(یعنی می خواد بگه آدم تا وقتی مغروره دوست خدا نیست؟!!سوال)

یه تیکه ی دیگه از کتاب رو هم خیلی دوست داشتم ولی چون متنش سنگینه به بیان خودم می گم:

خواجه نصیرالدین طوسی شناخت و ایمان آدما رو به شناخت آدما از آتش تشبیه می کنه و میگه که این ایمان دارای مراتبی هست. مرتبه ی اول اون هست که طرف شنیده که "موجودی هست که هرچه به او می رسد معدوم می شود و آنچه به محاذات آن در می آید روشنی می گیرد، و هرچند از آن بر می دارند کم نمی شود و مردم تعبیر از آن به آتش می کنند، بی آنکه آتشی دیده باشد و احساس اثر کرده باشد". بعد در ادامه اش می گه، متناظر این در مردم کسانی هستند که "در حضیض تقلید گرفتارند و تصدیق به وجود حق کرده اند بی آنکه دلیل و برهانی بر آن دانند و به همین اعتماد کرده اند که از پدران و استادان خود این چنین شنیده ایم و ایشان دروغ نمی گویند."

ولی خب از این ایمان بهتر هم داریم و اون این طوریه:

از این مرتبه بالاتر، مرتبه ی کسانی است که " از دور دودی مشاهده کنند و یقین کنند که موجودی هست که این اثر آن است" و این مثل کسانی هست که با دلیل و برهان خدا رو پذیرفتند و از مشاهده ی عالم هستی و علم به وجود سازنده ای برای مصنوعات موجود، قبول کردن که خدا هست.

ولی از این بهتر هم داریم و اون مرتبه ی کسانی هست که گرمی آتش رو حس کرده باشند با روشنایی اون غبار ظلمت رو دور کرده باشند و یه سری چیزایی رو دیده باشند که با وجود غبار ظلمت نمی شد دید و این مرتبه ی ایمان رو کسانی دارند که اطمینان خاطری در شناخت خدا دارند و به علم الیقین می دونند که خدا خالق کائنات و روشنی بخش ارض و سماوات هست، همون طور که خدا در قرآن می گه: "الله نور السماوات و الارض".

"و از این بلند مرتبه تر کسی است که پیکر وجود خود را به آتش داده، به تمامی سوخته باشد و خاکستر گردیده و نظیر این معرفت، ارباب شهود و فناست که به عین الیقین مشاهده معشوق حقیقی کرده اند و از غایت التذاذ از آن وجود، خود را در میان ندیده، همه او شده اند و در هرچه می نگرند عین او می پندارند."

--

پی نوشت: این قسمت آخرو گرچه توی گیومه گذاشتم، یه جاهاییشو برای اینکه بهتر مفهوم باشه حذف کردم یا تغییر دادم.