از کتاب دو چوب و یک سنگ:

به بیان خودم می نویسم این قسمت رو که خلاصه کنم.

در تفسیر "واعبد ربک حتی یاتیک الیقین" گفته شده که منظور از یقین، موت هست. منظور این هست که تا زمانی که نفس در بدن انسان باقی هست، آدم باید بندگی خدا رو بکنه.

این رو از اون جهت بیان می کنه که بعضی از فرقه ها، مثل صوفیه، معتقدن که طرف وقتی به یه مرحله ای می رسه، یه به اصطلاح واصل به حق میشه، دیگه لازم نیست عبادت عملی انجام بده ولی این آیه به گفته ی این کتاب نشون میده که این تصور غلطه و آدم باید تا آخرین لحظه ی زندگیش باید عبودیت و بندگی خدا رو بکنه.

----

در اصول کافی در باب اجتماع در دعا اومده:

"چهل نفر دعا کنند مستجاب شود، اگر چهل نفر نشد، چهار نفر ده مرتبه دعا کنند؛ اگر نشد یک نفر چهل مرتبه دعا کند مستجاب می شود."

----

یه حدیث دیگه از امام صادق هست که می گه: "کسی که خوش دارد دعای او مستجاب بشود، کسب را حلال و پاک کند."

---

"آیا صبر در فقر اهم است یا شکر در غنا و بی نیازی؟" (واقعا به نظر شما کدومش مهم تره؟)

این کتاب که میگه : "در بعضی از اخبار صبر فقیر را مهمتر دانسته از شکر غنی."

"غنا و بی نیازی بر دو قسم است: یکی آنکه دارایی و ثروت باشد و بی نیازی باشد و یکی آنکه فقر و نداری باشد و بی نیازی باشد.

قسم اول از صفات ربوبیت است و قسم ثانی از صفات عبودیت است."

----

"علامت مومن کراهت ذنوب است، یعنی خوش نداشتن گناه و معصیت. ... پس کسی که خداناکرده مرتکب معصیت بشود و کراهت نداشته باشد آن را، از زمره ی مومنین خارج و داخل در کفار است."

---

یه قسمت هایی از کتاب به عربی نوشته شده، اگر درست متوجه شده باشم، معنیش این هست که حضرت علی میگه دوازده آیه از تورات رو به عربی نقل می کنم و هر روز سه بار به این آیه ها نگاه می کنم. یکیش اینه:

یابن آدم، علی رزقک و علیک فریضتی؛ فان خالفتنی فی فریضتی، فانی لااخالفک فی رزقک.

یعنی ای پسر آدم، رزق تو به عهده ی منه و به جا آوردن فریضه های من به عهده ی تو. اگه تو در انجام فریضه های مربوط به من کوتاهی کنی و عهدت رو به جا نیاری، من در دادن روزی تو عهدم رو نمی شکنم.

---

خب این کتاب هم به سلامتی تموم شد. البته کتاب خیلی طولانی تر از این حرفا بود، ولی من که نصف کتابو نفهمیدم، اون چیزایی هم که فهمیدم همه اش رو نمی شد نوشت، چون خیلی به هم پیوسته بود. این بود که همین خرده ریزا رو بیشتر نتونستم براتون بنویسم.