یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

سوال اینه:

من خانم 35 ساله و 10 سال پیش لیسانس کامپیوتر گرفتم که الان دیگه تقریبا هیچیش یادم نمونده.همسرم مهندس برق که ایشونم حدود 8 سال پیش لیسانس گرفته و تو کارش خیلی مهارت و تجربه داره و خیلی بیش از یک لیسانس دانش علمی دارند. ما یه دختر کوچولو 1 ساله هم داریم. هر دوی ما هیچگونه وابستگی عاطفی به خانواده هامون نداریم چون شکر خدا اونقدر بهمون ظلم کردند که هیچ حایی واسه کمترین علاقه ای نمونده.سالهاست تصمیم به مهاجرت داریم.هدفمون اول یک محیط سالم و امن و دوست داشتنی برای پرورش بچه مون هست و رشد اقتصادی و پولدارشدن که اینجا از لحاظ مالی تحت فشاریم و همچنین دوری از خانواده و آزارشون و البته ادامه تحصیل. شنیدیم آلمان قانون بلوکارت رو اجرایی کرده واسه همین تصمیم گرفتیم بیاییم آلمان. ببین گلم به نظرت بهتره همسرم از اینجا تو سایتهای کاریابی المانی دنبال کار بگرده و اگه کار پیدا کرد بیاییم المان و آیا این طرز فکر شدنیه؟ و یا اینکه من یا همسرم یا هردو از طریق تحصیلی اقدام کنیم و بیاییم.ضمن اینکه ما باید باهم باشیم بخاطر بچه و تنهایی من در ایران.

 

جوابشو تو ادامه ی مطلب بخونین


 

اولین نکته ای که به ذهنم میرسه بگم اینه که من این قدر متخصص نیستم که بخوام این طوری موردی براتون تجویز کنم که مثلا آیا بیاین یا نیاین یا اگه میاین به کدوم یکی از اهدافتون میتونین برسین یا نه. من فقط تجربه ی مدت کوتاهی زندگی توی آلمان رو دارم. پس حتما حتما از دیگران هم پرس و جو کنین و صرفا به جواب من اکتفا نکنین.

در مورد این قسمت هدفتون "هدفمون اول یک محیط سالم و امن و دوست داشتنی برای پرورش بچه مون هست"، باید بگم که محیط از نظر امن بودن امنه، اما از نظر سالم بودن بستگی داره تعریفتون چی باشه. به عنوان مثال اینجا بچه های مدرسه (اگه درست یادم باشه) از کلاس چهارم باید برن کلاس شنا، از اونجایی که اینجا مدرسه ها مختلطه خییییییلی از مسلمونا با این موضوع مشکل دارن و این جور محیط ها رو مناسب بچه هاشون نمی دونن و همیشه درگیری دارن با تربیت اسلامی بچه هاشون اینجا. حالا من نمی دونم شما چقدر براتون این موضوعا مهمه ولی اگه مهم باشه این یه معضل اساسیه که باید براش فکری بکنین، مخصوصا که مسلمونای اینجا هم اکثرا ترک و سنی هستن و یه سری از شیعه ها با همینش هم مشکل دارن!

در مورد محیط دوست داشتنی، بازم بستگی به تعریفتون داره. یه بنده خدایی بود بچه اش متولد اینجا بود ولی توی مدرسه به خاطر اینکه موهاش مشکی بود (و به قول خودمون خارجی بود) بچه ها مسخره اش می کردن، مخصوصا که حتی توی درس زبان آلمانی هم از آلمانی ها بهتر بود!! من این موضوع رو از یه نفر دیگه هم شنیدم که می گفت بعضی از بچه ها تو کلاس اذیتش می کردن و ظاهرا خارجی بودن توی مدرسه برای ایرانی ها مشکلات خاص خودش رو داره. این طوری فکر نکنین که یهو میاین اینجا و اینجا مملکت گل و بلبله و همه چی آرومه. به این مدل مشکلات هم حتما فکر کنین و با کسایی که اینجا بچه دار هستن مشورت کنین.

در مورد این قسمت از هدفتون " و رشد اقتصادی و پولدارشدن که اینجا از لحاظ مالی تحت فشاریم و همچنین دوری از خانواده و آزارشون و البته ادامه تحصیل" باید عرض کنم که آلمان جای پولدار شدن نیست. اگه بخواین برگردین ایران، شاید با چند سال کار کردن تو آلمان بتونین یه پولی پس انداز کنین و باهاش برگردین ایران و با اون پول مثلا یه ماشینی یا شاید خونه ی نقلی ای چیزی بخرین (اونم به خاطر ارزش پول کم کشورمون)، ولی اگه میخواین بیاین تو آلمان مثل پولدارا زندگی کنین اصلا اصلا به همچین چیزی فکر کنین که شدنی نیست. اینجا هرچی درآمدتون بیشتر باشه، مالیاتتون هم بیشتر میشه و عملا خیلی آدمای خاصی هستن که پولدار میشن، کارمند عادی یه زندگی عادی داره همیشه. ضمن اینکه شما می خواین سه نفری با یه حقوق زندگی کنین که این خودش سخته و حتی اگه بخواین برگردین ایران هم فکر نمی کنم بتونین پول چندانی پس انداز کنین (مگر اینکه هر دو نفرتون کار کنین). تنها چیزی که از نظر اقتصادی اینجا خیلی خوبه اینه که تورم تقریبا وجود نداره، یعنی زیاد شدن قیمت ها اصلا به چشم نمیاد و برای همین آدم نگرانی فرداشو نداره. یعنی اگه حقوق شما امثال برای زندگیتون کفایت می کنه، حتما سال دیگه هم کفایت می کنه، این طوری نیست که سال بعد حقوق شما هیچی اضافه نشه ولی قیمت ها دو برابر بشه! این تنها خوبی اینجاست ولی پولدار نمی تونین بشین.

اگر هم برای ادامه تحصیل می خواین بیاین که اصلا بحث جدایی هست. اگه می خواین تحصیل کنین به فکر کار کردن نباشین، چون دوتاش با هم واقعا امکان پذیر نیست، به خاطر اینکه اگه کسی بخواد درس بخونه نهایتا می تونه پاره وقت کار کنه که در این صورت کفاف زندگی سه نفر رو به هیچ وجه نمی ده. یه نفر نهایتا با کار دانشجویی زندگی خودش رو بتونه تامین کنه (که همون رو هم من واقعا شک دارم، علی الخصوص برای کسی که سال اولی هست که میاد و هنوز نه به زبان آلمانی تسلط کامل داره، نه راه و چاه رو بلده که چطوری کار پیدا کنه).

در مورد قسمت  دوم صحبتاتون که گفتین "شنیدیم آلمان قانون بلوکارت رو اجرایی کرده واسه همین تصمیم گرفتیم بیاییم آلمان. ببین گلم به نظرت بهتره همسرم از اینجا تو سایتهای کاریابی المانی دنبال کار بگرده و اگه کار پیدا کرد بیاییم المان و آیا این طرز فکر شدنیه؟ و یا اینکه من یا همسرم یا هردو از طریق تحصیلی اقدام کنیم و بیاییم.ضمن اینکه ما باید باهم باشیم بخاطر بچه و تنهایی من در ایران"، باید بگم که من خیلی دقیق از این قضیه ی بلوکارت اطلاع ندارم ولی همین چند وقت پیش یه نفر رو شنیدم که اومده بود آلمان و دنبال کار می گشت، یعنی اول از طریق همین بلوکارت اقدام کرده بود و اگه شما شرایط مورد نظر رو داشته باشین، اجازه میدن بیاین آلمان و بعد دنبال کار بگردین. ولی خب اگه کار پیدا نکردین چی؟!! اصلا اون مدتی که دنبال کار می گردین هزینه ی زندگیتون رو دارین؟! من فکر می کنم شما اگه سه نفر باشین هیچی هیچی نخواین ماهی 2000 یورو رو رو شاخش لازم دارین. آیا شما براتون امکان پذیر هست که مثلا شیش ماه، ماهی 2000 یورو خرج کنین، و تازه بعدش کار پیدا کنین؟ به نظر من ریسک این کار که اول بیاین آلمان و بعد کار پیدا کنین، خیلی خیلی بالاست. اصلا این کارو نکنین.

اگه اول کار رو پیدا کردن همسرتون، خب بعد میتونین با خیال راحت بیاین. چون اون وقت همه چیز حداقل برای مدت قراردادتون تضمین شده است، یعنی خیالتون از بابت کار و حقوق راحته و دیگه باید دنبال خونه و این حرفا باشین (البته طوری که با درآمدتون هم خوانی داشته باشه). ولی توی این شرایط هم تمام مواردی که بالا گفتم رو در نظر داشته باشین.

یه چیزی رو هم شما نپرسیدین ولی من توضیح میدم و اونم این که خود کار پیدا کردن خیلی سخته، مگه اینکه آلمانی رو کامل تسلط داشته باشین که در اون صورت شرایط خیلی بهتره (مشروط به اینکه سابقه کار همسر شما قابل توجه باشه و چشم کارفرما رو بگیره، مثلا توی شرکت معتبری باشه که اونا بشناسن، یا مثلا همکاری ای با شرکت های خارجی داشته باشن و از این قبیل).

در مورد اون جمله ی آخر هم باید بگم که من بهتون توصیه میکنم که در صورتی که تمام تصمیماتون رو گرفتین و خواستین تشریف بیارین، همسرتون حداقل چند ماه زودتر از شما بیان و کارا رو راست و ریس کنن. اینجا کاغذبازی و کارای اداری خیلی زیاده. با یه بچه ی یه ساله به نظرم برای شما خیلی سخت خواهد بود که مدام از این اداره به اون اداره بشین. بهتره اول همسرتون بیان و با راه و چاه اینجا آشنا بشن، خونه ی مناسب پیدا کنن، بعد شما بیاین.

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٢ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب