یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

سوال اینه:

شما قبل از رفتن به المان چه کارهایی رو به مدت چند ماه قبل انجام دادین؟ یعنی از چند ماه قبل رفتین المانی؟ با اینکه نوشتی انگلیسی حرف می زنین اونجا! ولی اونجا کلاس زبان المانی رفتین؟ از بورسیه salam که مربوط به ایرانی ها و عراقی هاست چیزی می دونی؟ به نظرت تو بهتره واسه دکترای رشته خودم (فناوری اطلاعات سلامت) پذیرش بگیرم تو المان یا اینکه واسه پزشکی از اول بخونم؟ اخه 25 سالمه الان و ارشد دارم. 3 تا مقاله ای اس ای دارم. به جز مقالات داخلی البته. المانی بلد نیسم اصلا. فک می کنی شانسم چقد باشه واسه بورس و اینا؟ و اینکه وقتی می خوام درخواست بورس بدم، مقالاتی که تو ایران چاپ کردم هم ذکر کنم یا فقط ای اس ای ها رو بنویسم؟ می شه بگی چطوری استادای مربوطه رو پیدا کردی و تونستی قانعشون کنی که پذیرشت کنن اونم با فاند؟

جوابشو تو ادامه ی مطلب بخونین

 


 

شما قبل از رفتن به المان چه کارهایی رو به مدت چند ماه قبل انجام دادین؟ یعنی از چند ماه قبل رفتین المانی؟

منظورتونو از این قسمت سوال درست نفهمیدم. ما الان بیشتر از دو ساله که اینجاییم.

اگه منظورتون پروسه ی پذیرش گرفتنه، بستگی به خودتون داره. اگه مشکل زبان و این چیزا نداشته باشین و تمام مدارکتون آماده باشه (ترجمه ی رسمی و مدرک زبان و همه ی اینا رو داشته باشین) و تنها کاری که می خواین بکنین اینه که دنبال استاد بگردین، به نظر من حداقل شیش ماه و حداکثر یه سال لازمه.

من خودم تقریبا از ترم یک ارشد داشتم کم و بیش دانشگاهای آلمانو می گشتم که ببینم کجا رشته ای که من میخوام رو ارائه میده. ولی به صورت جدی تقریبا شیش ماهی گشتم تا بالاخره پیدا کردم.

 

 

با اینکه نوشتی انگلیسی حرف می زنین اونجا! ولی اونجا کلاس زبان المانی رفتین؟

خیر ما هرگز کلاس آلمانی نرفتیم!! یعنی واقعا وقتشو هم نداشتیم. به نظر من اگه می خواین آلمانی یاد بگیرین همون ایران تا یه سطحی رو برین، مثلا تا B، که وقتی میاین اینجا با همون حرف زدن توی شهر بتونین زبانتون رو قوی کنین، چون این کار امکان پذیره. اما اگه فکر می کنین بیاین اینجا از صفر زبانو یاد میگیرین، اونم تو شیش ماه یا یه سال، سخت در اشتباهین. ما الان بعد از دو سال خیلی دست و پا شکسته می تونیم با گرامرای غلط فقط منظورمونو بفهمونیم ولی خب تو شهر ما مشکلی نیست و همه انگلیسی بلدن، اما اگه توی شهرهای شرقی بخواین انگلیسی زندگی کنین اصلا امکان پذیر نیست، هر روز یه دردسر تازه خواهید داشت. اونجا نه تنها مردمش انگلیسی بلد نیستن، بلکه بعضی هاشون تعصب دارن و حتی وقتی بلدن هم انگلیسی صحبت نمی کنن!!

ضمنا این نکته رو هم یادتون باشه شما اگه تو ایران کلاس خصوصی فشرده هم بگیرین قیمتش از اینجا کمتر در میاد، پس با خودتون فکر نکنین که مثلا وقتم کمه پس میرم اونجا میرم کلاس. اینجا کلاس معمولی ترمی 200 یوروئه و هزینه ی کتابش جداست. کلاس فشرده هم ماهی 300 یورو اینا (اینایی که گفتم توی شهر ما حداقله! من ارزون تر از این پیدا نکردم، ولی گرون ترش هم بود. من تا ترمی 500 یورو هم فشرده رو دیدم!!!)

از بورسیه که مربوط به ایرانی ها و عراقی هاست چیزی می دونی؟

با کمال شرمندگی، خیر.

به نظرت تو بهتره واسه دکترای رشته خودم (فناوری اطلاعات سلامت) پذیرش بگیرم تو المان یا اینکه واسه پزشکی از اول بخونم؟

من در جریان رشته ی شما نیستم، ولی اگه من جای شما بودم از صفر شروع نمی کردم. اولا شما برای پزشکی خوندن تو اینجا باید آلمانی رو اول فول یاد بگیرین. کالج رو مطمئن نیستم که چه کسایی میرن ولی شاید اونم مجبور بشین برین. بعد باید انتخاب رشته کنین، شاید پزشکی قبول بشین، شاید نشین! برای انتخاب رشته هم (بچه هایی که کالج میرن این جورین)، شما حق دارین 5 تا دانشگاه و رشته رو انتخاب کنین (مثلا پزشکی دانشگاه ایکس، پزشکی دانشگاه وای، پزشکی دانشگاه زد و به همین ترتیب). بعد یا قبول میشین یا نمی شین. این جوری نیست که فکر می کنین همه چی راحته.

اینم به خاطر داشته باشید که اگه بخواین از صفر شروع کنین، ممکنه برای ویزای بهتون گیر بدن و بگن چرا میخوای از صفر شروع کنی. اون وقت باید بتونین قانعشون کنین که چرا دارین تغییر رشته می دین و تازه می خواین از صفر شروع کنین وگرنه ویزاتون ریجکت میشه.

 

اخه 25 سالمه الان و ارشد دارم. 3 تا مقاله ای اس ای دارم. به جز مقالات داخلی البته. المانی بلد نیسم اصلا. فک می کنی شانسم چقد باشه واسه بورس و اینا؟

اگه معدلتون هم خوب باشه (که فاکتور مهمی هم هست)، فکر نمی کنم شانستون بد باشه، فقط کافیه خوب بگردین. برای دکترا اصلا مهم نیست که آلمانی بلد نباشین. همه ی دکتراها به انگلیسی ارائه میشه (مگر اینکه دانشگاه خلافش رو ذکر کنه).

و اینکه وقتی می خوام درخواست بورس بدم، مقالاتی که تو ایران چاپ کردم هم ذکر کنم یا فقط ای اس ای ها رو بنویسم؟

صد درصد تمام مقالاتتون رو بنویسین. حتی، کارهای جانبیتون رو هم بنویسین. اگه عضو انجمن های علمی، انجمن های فرهنگی یا حتی گروه های ورزشی هم بودین ذکر کنین. حتما فعالیت های خودتون رو توی رزومه تون بنویسین. من فکر می کنم شما یه کمی دچار خود کم بینی هستین، نباید این طوری باشین. خودتونو دست کم نگیرین. هیچ کدوم از کارایی که انجام دادین بی ارزش نیست و ممکنه توجه طرف رو جلب کنه. مثلا یکی از چیزایی که مهمه توی خیلی از رشته ها داشتن روحیه ی تیمی هست. اگه شما کارایی انجام دادین که این روحیه رو نشون میده حتما توی رزومه اسم ببرین.

می شه بگی چطوری استادای مربوطه رو پیدا کردی و تونستی قانعشون کنی که پذیرشت کنن اونم با فاند؟

من "تک تک" دانشگاهای آلمان رو "هر روز" چک می کردم. خیلی از دانشگاها یه قسمت دارن برای vacancies یا stellenangebote (این آلمانیشه)، آگهی های استخدامشون رو اونجا می زنن. دکتراها هم توی همین قسمت قرار می گیرن و این مدل دکتراها (که توی این آگهی ها هستن)، معمولا بورس دارن با خودشون.

اما بعضی جاها هستن که هر دانشکده توی صفحه ی خودش آگهی می زنه و دانشگاه یه قسمت stellenangebote واحد برای کل دانشگاه نداره. برای این جور دانشگاها مجبورین هر روز صفحه ی دانشکده رو نگاه کنین تا ببینین کی آگهی می زنه.

علاوه بر اون، بعضی استادا فقط توی صفحه ی خودشون آگهی می زنن که مثلا قراره یه دونه دانشجوی دکترا بگیرن. برای این جور آدما باید صفحه ی خود استادو نگاه کنین.

از همه ی اینا گذشته شما تک تک استادای تک تک دانشگاها رو باید چک کنین. اگه کسی هست که کارش به شما نزدیک هست و به نظر شما احتمال داره که بخواد روی موضوع شما کار کنه، خودتون ایمیل بزنین و رزومه تون رو به پیوست براش بفرستین و توی ایمیل هم توی دو یه سه بند یه توضیح مختصری از خودتون کارتون بدین. توی این جور مواقع خیلی مهمه که ایمیلتون طوری باشه که طرف ترغیب بشه که رزومه تون رو باز کنه و بخونه.

من خودم از این روش آخر به نتیجه نرسیدم، یعنی استادی که حاضر بود کار کنه فاند نداشت، استادی که فاند داشت منو نمی گرفت! در نهایت من موفق شدم یکی از آگهی هایی که توی صفحه ی دانشکده بود رو شکار کنم!!! توی همون چک های هر روزم یهویی به یه آگهی برخورد کردم که دانشجو می گرفت با فاند و خودش هم گفته بود که چه مدارکی بفرستین و منم فرستادم. دیگه اینکه مصاحبه چطوری گذشت و این حرفا رو فکر می کنم توی پست های دیگه ای نوشتم.

 

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب