داشتم دیوان حافظ می خوندم، که به صورت اتفاقی به کلمه ی داوطلب برخوردم. گفتم معنیشو برای شما هم بذارم، شاید شما ندونین این کلمه از کجا اومده و داو+ طلب یعنی چی؟

داو یه اصطلاحه توی بازی تخته نرد و به پولی گفته میشه که توی قمار، قماربازا میذارن.

کسی که داوطلب میشه، یعنی میخواد شرط رو دو برابر کنه، یا به عبارتی اون پولی که گذاشتن رو دو برابر کنه. کلمه ی داو با کلمه ی دو (دویدن) هم ریشه هست و به معنی سرعت بخشیدن به بازی هست.

داور هم به کسی می گفتن که اون پولا (داو) رو نگه می داشته.

حالا اون بیت از حافظو که خوندم و معنیش مرتبط بود رو اینجا میذارم:

 

اهـل نظـر دو عـالم در یک نـظر بـبـازند

عشـق است و داو اول بر نقد جان تـوان زد

 

الان فکر می کنم معنی مصرع دوم کاملا واضح باشه دیگه!

خودمونی بگم یعنی وقتی سر عشق داری قمار می کنی، به عنوان داو اول، باید جونتو بذاری.

--

پی نوشت: توی نسخه ی من که به اشتباه به جای داو نوشته بود "داد". مال شما هم این طوریه؟!! من اینو تو اینترنت گشتم و این نسخه ی "داو" رو پیدا کردم که توضیح هم داده بود در مورد "داو". نمی دونم اونایی که داد نوشتن، چه طوری تفسیر کردن.