من اصلا کلا استعداد آشپزی ندارم.

آقا جان نداری دیگه، چرا انقد اصرار داری هی درست کنی؟!!! (با خودم بودم)

دیروز یه کیک درست کردم، کیک کاکائویی، خیلی هم خوب شد ولی من که کیک کاکائویی دوست ندارم! یه کمیشو همسر خورد (خدا خیرش بده)، بقیه اش رو هم زنگ زدم به یکی از دوستام بیاد ببره، چون کیک کاکائویی دوست داره، هی میگفت برای تولدت کیک کاکائویی درست کن. اونم اومد برد بقیه اشو (اونم خدا خیرش بده).

امروز هم یه کیک درست کردم، بازم کاکائویی، منتها دو طبقه که بینشو با خامه پر کردم. همه چیش خوب شده بودا ولی خب من که کیک کاکائویی دوست ندارمنیشخند. همسر هم که اصلا کیک خامه ای دوست ندارهنیشخند.

خدا رو شکر اینا رو هم همسر خورد تقریبا همه اش رو (خیلی کم درست کرده بودم، کل آردش یک و نیم پیمونه ی پلوپز بود) . یه کم دیگه اش مونده که اونم انشاءالله فردا همسر میخوره ( بازم خدا خیرش بدهنیشخند).

خلاصه نتیجه اینکه دیگه از این کارا نکنم. این کارا به درد ما نمی خوره، مال بزرگ تراس!