یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

یه نفر راجع به فصلا پرسیده بود

من سعی می کنم هرچی تو این مدت تجربه کردم و دیدم راجع به هوای آلمان بگم.

به نظر من اصلا اینجا کشور چهار فصلی نیست. یه ویژگی جالبی هم که هوا داره اینه که به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست. بعضی سالا خیلی گرمه، مثل امسال که شهر ما کلا دو یا سه بار بیشتر برف نیومد! و بعضی سالا هم خیلی سرده! مثل یکی دو سال پیش.

حالا وقتی میگم قابل پیش بینی نیست، هم منظورم کوتاه مدته، هم بلند مدت. کوتاه مدتش اینکه مثلا من و همسر یه بار رفته بودیم بیرون، رسیدیم مرکز شهر، هوا آفتابی بود، یهو بارونی شد، همون طوری که آفتابی بود، بارون هم می اومد. بعد یهو ابری شد و برف نم نم شروع کرد به باریدن. من و همسر می خواستیم بریم بانک. رفتیم بانک و سوالمونو پرسیدیم، پول هم برداشتیم از عابربانکی که داخل بانک بود، می خواستیم بیایم بیرون، حدود ده سانت برف رو زمین بود!!! این از کوتاه مدتش!

طولانی مدتش این مدلی بود که پارسال یا دوسال پیش (دقیق یادم نیست) دسامبر هوا سرد بود، عجیب هم نبود، بالاخره زمستون بود دیگه! ژانویه هوا به قدری گرم شد که آدما با تی شرت می اومدن بیرون (البته ما ها همیشه بیشتر از آلمانی ها لباس می پوشیم و عجیب هم نیست، چون کمتر عادت داریم به هوای اینقدر سرد)، بعد فوریه به قدری برف می اومد و هوا سرد شده بود که همه کاپشن می پوشیدن دوباره!

کلا، آلمانی ها خیلی هاشون همیشه با خودشون یه کوله ی بزرگ دارن، توش انواع لباسا هست نیشخند. هی که سردشون میشه، لباساشونو لایه لایه در میارن میذارن توش! همیشه هم چندین لایه روی هم می پوشن، همه اش هم لایه های نازک که بتونن هرچیش رو خواستن در بیارن و مثل ما نیستن که یه دونه لباس کاموایی کلفت می پوشیم، میریم بیرون، هوا برامون خوبه ولی به محض اینکه وارد یه فروشگاه میشیم، از گرما می خوایم خفه بشیم! ولی کاری هم نمی تونیم بکنیم نیشخند.

یه فرهنگ آلمانی جالب هم اینه که اگه بخوان لباسشونو در بیارن، در میارن و اصلا خجالت نمی کشن (البته منظورم این نیست که کلا لخت بشن ها نیشخند). منظورم اینه که مثلا ماها اگه یه لباس جلو بسته تنمون باشه، به هیچ وجه تو خیابون یا وقتی داریم با استاد یا کسی صحبت می کنیم، درش نمیاریم!! ولی آلمانی ها در میارن! تو داری با طرف صحبت می کنی یهو شروع می کنه در آوردن لباسش!!!

دیگه از فصلاشون بهتون بگم که اینجا میزان گرمی و سردی هوا رابطه ی مستقیم با شهرتون داره. با اینکه آلمان کلا خیلی از ایران کوچیک تره، ولی بازم همه جا یه جور نیست هواش. گرم ترین جای کشور جنوبشه. سردترین جاش شمال و شرقشه. شمال کشور چون نزدیک دریائه، هواش مرطوب تره (البته دقت کنین که هوا فقط مرطوب تره ها! وگرنه کلا آلمان هواش مرطوبه).

دمای هوا به دلیل رطوبتی که داره قابل مقایسه با دمای ایران نیست. مثلا تو ایران توی شهرهای کویری دما تو روزای عادی تا 40 درجه هم می رسه، ولی خیلی قابل تحمل تر از 30 درجه ی اینجاست! اینجا اگه دما از 25 به بالا باشه، به دلیل شرجی شدن، خیلی آزار دهنده میشه. مخصوصا که اینجا کلا توی هیچ جا تهویه ی هوا ندارن! یعنی توی هیچ خونه ای کولر یا حتی کانال کولر وجود نداره! همین طور توی ساختمونای دانشگاه یا حتی توی اکثر قسمت های بیمارستان (توی بیمارستان فقط جاهایی که به دلیل دستگاهاشون مجبورن محیط رو سرد نگه دارن تهویه وجود داره)!

حالا از اونجایی که هوا اگه گرم بشه هیچ تدبیری براش هیچ جا اندیشیده نشده (!!)، بهتره دعا کنیم تابستون خیلی طولانی نباشه چشمک.

هوا رو هم که گفتم دیگه، نمیشه گفت کی گرم میشه کی نه! بعضی سالا اصلا بهار ندارن، یعنی هوا سرده، بعدش یهو گرم میشه مثل تابستون! مثل الان! الان تو شهر ما هوا خیلی گرم شده، یعنی اگه قرار باشه تو این ماه (اوایل آپریل) هوا انقدر گرم باشه، من فکر می کنم به آگوست اینا که برسه به معنای واقعی بپزیم از گرما!!

اگه بخوام از نظر ماهی بگم، گرم ترین ماها جون- جولای- آگوست و کم و بیش سپتامبر هستن. ولی از سپتامبر دیگه هوا کم کم سرد میشه و معمولا هم (حداقل تو شهر ما این طوریه) زود سرد میشه، یعنی پاییز طولانی ای ندارن. ما معمولا از اکتبر دیگه با کاپشن زمستونمون میریم بیرون تاااااااا فوریه اینا.

از مارچ هوا رو به گرمی میره و کم کم میشه کاپشنو تبدیل به پالتو و بعدش هم فقط یه لباس بافتنی کرد ولی باز سرعت تغییر هوا خیلی زیاده! یعنی ما الان فقط با یه بلوز می ریم بیرون (البته به جز سر صبح و آخر شب که هوا سرد میشه)، حالا کلفتی بلوز دیگه به خودتون بستگی داره چشمک، همین طور کم کم لباسامونو کم و نازک تر می کنیم تاااا برسیم به جایی که به قول یکی از دوستامون بهش می گفتم فلان جا خیلی گرمه، چی بپوشم بیام؟ می گفت "تا جایی که اسلام بهت اجازه میده نپوش نیشخند". دیگه به اون حد که رسید، میشه گرم ترین حالت تابستون!

دیگه ببخشید که خیلی قاطی پاطی توضیح دادم، باور کنین هواشون به همین قاطی پاطی ایه!!

 

[ ۱۳٩۳/۱/۱٤ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب