یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

مهسا خانوم لطف کردن یه بخش دیگه از تجربه هاشونو برامون گذاشتن:


سلام بر دختر مهربان

کامنت دختر معمولی: علیک سلام خانومی

بخش دوم آلمان:

اول اینو مجدد تاکید کنم ( برای خوانندگان وبلاگ شما، شما که خودت کلی باتجربه هستی خانومی) که هر کسی تجربیات خودش مینویسه و هر تجربه ای میتونه متفاوت باشه.

مثلا به ما گفته بودن گیت ایرانیا آخرین گیته و تا خروج از فرودگاه یکساعت باید راه بری یا سگهای بزرگی میندازن رو چمدوناتون بوبکشن، یا فرودگاه اونقدر بزرگه گم نشین!

کامنت دختر معمولی: وااااااای چه چیزا به شما گفتن؟!!! سگ کجا بود؟

که ظاهرا این موارد منظور مسافت، بسته به اینه که شانس شما کدوم گیت خالی باشه و هواپیما اونجا پیاده کنه، از گیتی که ما پیاده شدیم تا جایی که ایستگاه قطار بود واقعا ۵ دقیقه راه بود اونم با سرعت کند من!

و ما تقریبا اصلا داخل فرودگاه ندیدیم که بزرگه یا کوچیک خداروشکر خیلی نزدیک بودیم و هیچ انسان و حیوانی هم سراغ چمدونامون نیومد! قطارمون هم ظاهرا اونجور که شما گفتین local بود و وبین دو واگن نشستیم و راحت چمدونامون جا شد هم قیمت ارزونتر هم اینکه فضا برای چمدون زیاد بود.

 

شرایط خوابگاه:

خوابگاه دانشگاه ما، دو اتاقه که هر اتاق ١۵ متره، و داخلش یک تخت و تشک، یک میز تحریر که خیلی بزرگه و بیشتر میخوره میز نهارخوری باشه، زیرش یک جای ۴ کشو که چرخداره میشه جابجاش کرد و یک کمد بزرگ لباس در هر اتاق و یک جای چند کشو و چند طبقه دیگه، دو سری قفسه چوبی بزرگ و متوسط روی دیوارا به سایز بزرگ و متوسط نمیدونم کاربرد این همه قفسه چیه!

لوستر سقف و لامپ کم نور! پرده(اگه با جزییات مینویسم چون شنیدم خونه ها مبله نباشن وسیله ندارن خواستم بقیه حدود وسیله های خوابگاه بدونن).

بیرون دو اتاق یک راهرو به عرض یک متر و طولش به دارازی دو اتاق، یک سمتش آشپزخونه بسیار کوچیک در حد دو کابیت بالا یک یخچال کوچولو و دو شعله گاز و یک کابیت پایین در انتهای یک راهرو و طرف دیگه راهرو هم حمام و دستشویی بسیار کوچیک.

به ما دو پتو (که اصلا گرم نمیکنه!!) دو رو تشکی، یک ملافه، دو بالش و روبالش دادن و البته ظرف و ظروفی داده نمیشه.

هزینه هر اتاق اجاره ١٠٠ یورو ١٠٠ یورو هم nebenkosten که شامل هزینه اب، برق، گرمایش و آب گرم، ٨ یورو هم اینترنت بعبارتی نفری ٢٠٨و دونفر ۴١۶ در ماه.

خوبی خوابگاه اینه که محدودیت مصرف نداریم و با خیال راحت شوفاژو زیاد میشه کرد، پرسیدیم از کسایی که چندسال اینجان گفتن اضافه مصرف اخر سال ٣-۴ یورو از هر نفر میگیرن که بنظرم خیلی خوبه.

درمورد اینترنت هم خوابگاه اینترنتش سیمی است نه بیسیم. اما همسرم با یه ایرانی در دانشگاه اشنا  شد که نرم افزاری به نام Connectify me بهش داد که روی لپ تاپ وصل میکنی اونوقت لپ تاپ نقش مودم پیدا میکنه و گوشی، تبلت و هر چی نت بیسیم بخواد رو کلا به اینترنت وصل میکنه بعبارتی اینترنت وای فای میکنه که عالی بود بخصوص من که همش در کار وایبر و تانگو و سایر نرم افزارهای از این دست روی گوشی هستم وصد البته برای کاهش هزینه تماس عالین و قابلیت نصب روی لپ تاپ ندارن.

کامنت دختر معمولی: یه راه دیگه هم داره که بدون نصب نرم افزار این کارو بکنین:

control panel> Network and Internet> Network and Sharing Center

یه گزینه داره به اسم:

setup a new connection or network

بعداونجا گزینه ی setup a wireless ad hoc

بعدش دو تا next می زنین، بعد برای شبکه تون اسم و پسورد انتخاب می کنیم و بعد از اون لپ تاپ شما می تونه اینترنتش رو برای به صورت وای فای بده به سایر لپ تاپا.

اما نکته ی مهم اینه که همه ی لپ تاپ ها این قابلیت رو ندارن (باید از نظر سخت افزاری سیستمتون بتونه این قضیه رو ساپورت کنه). ولی به هر حال به امتحان کردنش می ارزه. آخه اون نرم افزاری که شما میگین مجانی نیست و ما ایرانی ها کرکی استفاده می کنیم همیشه. ولی اینجا، تو آلمان، بهتره حداکثر تلاشتونو بکنین از نرم افزارهای کرکی استفاده نکنین.

برای هربار استفاده از ماشین لباسشویی باید ٢ یورو داد تا ٧ کیلو لباس، نمیدونم بیرون چه قیمتیه البته بدون استفاده از خشک کن.

کامنت دختر معمولی: تو شهر ما کمترین قیمتی که من می دونم و م استفاده می کردیم 7 یورو بود، قیمت انداختن لباس توی لباسشویی، بدون خشک کن. بقیه ی جاها 10 یورو تا 12 یورو بودن.

یه سالن پینگ پنگ و چند وسیله ابتدایی بدن سازی مثل پرس و هالتر هم داره که رایگانه. من نرفتم همسرم میگفت خیلی تمیز نیست و ساده و ابتدایی است. اما خوب پیدا کردن یک چیز رایگان هم در اینجا واقعا نادر و خوبه!

مورد بعدی بیمه است، ما از هر کسی پرسیدیم شنیدیم بیمه دولتی ٣٠ به بالا نمیشه اما اینجا شاید ایالت ما مشکلی نداره ما بیمه دولتی شدیم.

کامنت دختر معمولی: مرسی که گفتی. منم اون ایالت هایی که می دونستم بالای سی سالو بیمه ی دولتی نمی کردن. لبخند

بیمه خانواده که ١۵٠ یورو در ماه و اضافه شدن من یا هر تعداد بچه فرقی نداره. هم دانشگاهی همسرم خانواده ۵ نفره ان و ١۵٠ میدن و همونطور که شما گفتین کارت بعدا بهمون میدن و فقط کارت نشون میدیم و هزینه ای نمیدیم. البته من چند روز پیش مریض شدم و چند روز تبم قطع نمیشد. آخر یک دکتر ایرانی پیدا کردیم و رفتیم کارت بیمه نیومده بود و برگه بشاینیگونگ ( اگه اشتباه نکنم) (bescheiniguing) بردیم. یکساعت و نیم گذشت کسی صدامون نکرد. من هم حالم افتضاح بود. خلاصه رفتیم پیگیر شدیم. منشی کلا فقط آلمانی بلد بود ولی کلیت فهمیدیم که اون برگه روش فقط اسم همسر بوده و اونا با بیمه تماس میگیرن (بدون اینکه ما بدونیم حتی، واقعا انسانهای خوبین!) و اونا هم یک برگه واسه همون روز میدن که من هم بیمه هستم و ازم پول نگیرن. اونا منتظر دریافت برگه بودن. نکته اینه که ماهنوز هیچ پولی به بیمه ندادیم!!!  نکته دوم اینکه دکتر واسم داروهامو نوشت.

پرسیدم با اون برگه داروم هم مجانی میشه گفت حتی کارتتون هم آماده بود داروهای زیر ١٠ یورو اصلا جز بیمه محسوب نمیشه، درسته؟

نه عزیزم. تابع پرداخت هزینه ی بیمه یه جور پله ایه. یعنی مثلا اگه زیر 10 یورو باشه قیمت داروتون، شما باید 5 یورو بدین. چه قیمت دارتونون 9.99 باشه، چه 5.01! اگه بین 10 تا مثلا 40 یورو باشه، شما باید فلان مقدارو بدین (عددای که گفتم به عنوان مثال بود).

این چیزیه که من پرسیدم از کسایی که اینجا زندگی می کنن، خودم همیشه برای داروم همون 5 یورو رو دادم. یعنی هیچ وقت نشده قیمت داروم بیشتر بشه.

اما حواستون باشه بعضی وقتا دکتر یه چیزی می نویسه تو نسخه تون که جزو بیمه نیست و اون وقت قیمتش زیاد میشه. مثلا من برای سرماخوردگی رفتم، دکتر یه اسپری داد برای آبریزش بینیم که شد 16 یورو! مطمئن نیستم که جزو بیمه بود یا نه ولی یه بار دیگه که دکتر رفته بودم، دکتر یه کرمی نوشت و خودش هم گفت که اینو باید آزاد تهیه کنی و اونم شد 20 یورو. کلا هرچی جزو بیمه تون نباشه خیلی گرون میشه.

 

مورد بعدی: کار و دانشگاه

اول بگم که اساتید همسرم پروفسور اصلی آفیسش آلمانی و ٢ استاد راهنما داره یکی یک آقای ایرانی که مسوول خرید دانشگاه هم هست و کلا چند پست داره و مرد خوبیه و یک خانم آلمانی که  خیلی جوونه وتازه یک بچه ۴ ساله داره. جالبه اینقدر زود هیات علمی شده، بورس همسر که فعلا مسکوته اما جالبه فهمیدن من و همسرم هم رشته هستیم و من دکترام در این گرایش گرفتم خودشون بهم پیشنهاد کار دادن (البته نمیدونم این یه لطف بوده که استاد ایرانی برای ما جور کرده یا واقعا نیاز داشتن!).

باتوجه به باردار بودن و ماه ۶ بودنم، مدت زمانی که میتونم کار کنم از خودم پرسیدن و من ٢ ماه گفتم اونام یک قرارداد تنظیم کردن برای دو ماه، ماهی ۴٠٠ یورو، من دقیقا روی همون پروژه همسرم و با اون باید کار میکردم، البته در اولین روز کاری حال من بد شد و من چندین روز تبم قطع نمیشد. ما یکسره تو آزمایشگاه بودیم با پنجره های دوجداره و هوای خفه آزمایشگاه بخصوص که رشته ما با مواد شیمیایی خیلی سروکار داره و بعضیاش واقعا خطرناکن، مریضی تلنگری شد که نه پول و نه سرگرم کار شدن به سلامتی بچه ترجیح ندم و از همسرم خواستم از استادش عذرخواهی کنه و قراردادم کنسل کنن بخصوص که یک مامای ایرانی هم پیدا کردم ایشون هم گفتن کار در ازمایشگاه ریسک داره. به هرجهت خواستم تجربه خودم در زمینه کار بگم.

مورد آخر یکی در مورد آلمانیهاست یکی ایرانیها، ما شنیده بودیم المانیها خشن بیروح خشکن و حتی خوششون نمیاد بهشون نگاه کنی! وا... ما اینجا میبینیم اینا همیشه لبخند میزنن تو دانشگاه یا مسیرهای پیاده روی مدام خودشون به ادم سلام میکنن با لبخند؛ نمیدونم چه طرز فکری تو ایران جا افتاده البته ما آلمان غربی محسوب میشیم.شاید شرقیها فرق دارن!!!

کامنت دختر معمولی: اول اینکه عزیزم یه کمی صبر کن، منظور از برخورد، برخورد خود مردمش نیست، بیشتر منظور تو کارای اداری هست که یه کمی زیاد از ایرانی ها خوششون نمیاد و گیر میدن بهشون. امیدوارم یکی دو سال دیگه هم نظرت هنوز همین باشه لبخند.

در مورد شرقی ها هم اصلا حرفشو نزن که زمین تا آسمون با غربی ها فرق دارن!!

و مورد بعد ایرانیا ما از هر کسی شنیدیم میگفتن اونجا از ایرانیا دوری کنین!!! حتی برادر خودم و خانومش هم اروپا کشور دیگه ای هستن بعنوان مهمترین تاکید مدام به من میگفت ایرانی دیدی مسیرت عوض کن!!! ولی ما ایرانیایی که دیدیم همه خوب بودن یک ایرانی همسرم تو دانشگاه آشنا شد که سر مریضی من کلی کمک کردن. بنظرم خیلی خیلی بده که آدما یک پیش فرض در مقابل یک گروه بزرگ از آدمهای دیگه داشته باشن.

کامنت دختر معمولی: اینکه شما میگی منم کاملا قبول دارم. ولی متاسفانه خیلی از ایرانی های اینجا این طورین که شما رو ببینن روشونو بر می گردونن و از یه مسیر دیگه میرن! یا یه جوری رفتار می کنن که انگار ندیدنت!! و آدم هم خود به خود رغبت نمی کنه با این آدما رفت و آمد کنه.

یا بهترین مثالش خود شما ایرانی هستی و بی هیچ منتی به همه کمک میکنی.

کامنت دختر معمولی: نظر لطف شماست لبخند.

آدم خودش باید هوشیار باشه نه اینکه همه بد ببینه، با سپاس از شما که مطالبم در وبلاگت منتشر میکنی.

کامنت دختر معمولی: خوندنش برای من کلی وقت گرفت، دست شما درد نکنه که نشستی همه رو نوشتی، فکر می کنم خیلی مختصر و مفید بود بغل.

 

[ ۱۳٩۳/٢/۳ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب