از کتاب آنگاه هدایت شدم:

..."روزی با یکی از علمایمان که با هم بحث می کردیم، گفتم: نظر شما درباره ی "بخاری" چیست؟

گفت: او از امامان حدیث است و کتابش نزد ما صحیح ترین کتاب پس از قرآن می باشد و همه ی علمای ما بر این سخن اجماع دارند.

به او گفتم: بخاری شیعه است!

با تمسخر خنده ای کرد و گفت: چنین تهمتی از او دور باد!

گفتم: مگر تو نگفتی هر کس یاد علی کند و "علیه السلام" بگوید، شیعه است؟

گفت: آری! سپس صحیح بخاری را به او و دیگران حاضران نشان دادم که در جاهای متعددی پس از نام علی، "علیه السلام" می گوید و حتی پس از آوردن نام فاطمه و حسین بن علی نیز "علیه السلام" می گوید.

بهت زده شد و ندانست چه پاسخ گوید."

-----

این قسمت رو خود کتاب داره نقل قول می کنه از تاریخ نویسان:

"آن هنگام که عایشه از "آب حوأب" گذشت و سگها بر او بانگ زدند، هشدار رسول خدا (ص) را به یاد آورد که او را نهی کرده بود از اینکه صاحب آن شتر باشد و لذا گریست و گفت:" مرا برگردانید! مرا برگردانید!" ولی طلحه و زبیر پنجاه نفر را آوردن و پس از اینکه به آنها چیزی دادند، آنان هم برای عایشه قسم خوردند که اینجا "آب حوأب" نیست و بدینسان او مسیر خود را تا بصره ادامه دارد، و مورخان نوشته اند: "این اولین شهادت زوری بود در اسلام".

 محض توضیح (اگه نمی دونین) بگم که گفته میشه که پیامبر در زمان حیاتش در مورد سوار شدن عایشه به شتر و عبور از مکانی به اسم "آب حوأب" هشدار داده بهش و نهیش کرده که همچین کاری رو بکنه.