یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

دیروز با همسر رفتیم کنار رود یه قدمی بزنیم. چند تا خانوم و یکی دو تا آقای عرب داشتن از رو به رو می اومدن. خانوما لباس های مشکی بلند داشتن (همون چیزی که عرب ها می پوشن و از مانتوی ما خیلی گشادتره) بدون روبنده.

وقتی به نزدیک ما رسیدن من گفتم سلام علیکم، ولی از اون سلاما گفتم که فقط سینش شنیده میشه و طرف فقط می فهمه که سلام کردی. طرف با لهجه ی عربی بلند و رسا جواب داد "و علیکم السلام".

کلی شرمنده شدم، من چه جوری سلام کردم، اون چه جوری جواب داد! واقعا آرزو کردم کاش بلندتر سلام کرده بودم، نه مثل این بچه هایی که انگاری خجالت می کشن و روشون نمیشه، یواشکی سلام می کنن که هیش کی نمی فهمه!

----

چند وقت پیشم با بچه ها بحث می کردیم راجع به ما ایرانی ها که چقدر ترسوییم! واقعا هستیما. اینجا عربا رو زیاد می بینیم (خیلی هاشون از همون دور و بر خودمون میان اینجا، یعنی خاورمیانه ای اند). خیلی هاشون برای درمان میان آلمان.

با روبنده و لباس مشکی میان. اصلا هم خجالت نمی کشن. توی تمام فروشگاهای آلمان میان، توی گرون ترین فروشگاهای شهر میان، یه عالمه خرید می کنن، اصلا هم از ظاهرشون شرمنده نیستن، یه دقیقه هم روبنده شونو نمی زنن کنار. لباسشونم همونیه که از کشور خودشون اومدن.

حتی توی گرون ترین کافی شاپ ها می شینن. یا حتی وقتی کافی شاپی صندلی بیرون از مغازه اش گذاشته، اونجا هم می شینن، هرچند که اونجا خیلی هم در معرض دید مردمی هستن که از توی پیاده رو رد میشن. ولی اصلا خجالت نمی کشن.

ترک ها رو هم که آدم می بینه لباسشون همون چیزیه که توی ترکیه می بینی.

ولی ما ایرانی ها هیچ کدوممون وقتی میایم اینجا شخصیت ایرانمونو نداریم. شما یه دونه ایرانی چادری اینجا نمی بینین! درحالی که خیلی ایرانی ها هستن که تو ایران خیلی سفت و سخت هم چادری اند.

باحجاب های ایران تو آلمان دو دسته میشن، یا میشن بلوز شلوار و تونیک و این جور چیزا می پوشن به علاوه ی روسری، یا مانتوی بلند.

ما تصورمون اینه که ماها وقتی میایم اینجا همه اش یه ترسی توی وجودمونه که الان اگه چادر بپوشم یا حجاب یه کمی زیاد باشه همه فکر می کنن من تروریستم! در حالی که عرب ها که روبنده می زنن اصلا شرمنده نیستن از طرز لباس پوشیدنشون، اصلا هم خودشونو مخفی نمی کنن.

من نمی دونم چرا همچین ترسی توی وجود ما ایرانی ها همیشه هست. خب آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟!سوال

نمی دونم چرا این طوری بار اومدیم؟ یا شایدم علت اینکه مدل لباسمون عوض میشه تو آلمان اینه که بلدیم کلاه شرعی درست کنیم ولی عربا به چیزی که معتقدن معتقدن و توش اما و اگری ندارن متفکر!

-----

 بعدا اضافه شد:

البته من منظورم این نیست که این بحث صرفا مال حجاب داراست. توی بی حجابامون هم همین طوره. کلا دوست نداریم خودمون باشیم! همه اش دلمون می خواد یه جوری خودمونو به سبک اون کشوری که میریم در بیاریم. به جرئت می تونم بگم اکثر خانومای ایرانی که اینجان و حجاب ندارن موهاشونو بلوند می کنن! در حالی که به ندرت خانوم ترک بی حجابی رو می بینی که موهاشو طلایی و بلند یا حتی قهوه ای کرده باشه.

یا نمونه ی بارزتر این "از خود فرار کردن" ما ایرانی ها اینه که خیلی از ایرانی ها اگه یه ایرانی ببینن راهشونو کج می کنن که بهش برنخورن! در حالی که ترک ها به شدت هوای همو دارن.

حتی ترک ها با ما هم دوست دارن صحبت کنن. مثلا یه بار تو اتوبوس یه خانوم ترکی اومد نشست کنار من. من اون موقع فکر کنم 50 تا جمله ی آلمانی کلا بیشتر بلد نبودم ولی اصرار داشت با من حرف بزنه (اون انگلیسی بلد نبود)، حتی سوالاشو طوری می پرسید که من بتونم با آره یا نه جواب بدم، ولی دوست داشت حرف بزنه باهام، دوست داشت ارتباط برقرار کنه با کسی که حتی اگه شده یه ذره فرهنگش بهش نزدیک تره.

اصلا فکر کنم ما ایرانی ها باید به صورت یه مورد خاص (case study) مطالعه بشیم نیشخند.

-----

من بعد از خوندن کامنتا متوجه شدم که اکثریت فکر می کنن من بحثم سر لباس پوشیدن مائه. در حالی که منظور من اصلا بحث حجاب و اینکه چی بپوشیم نبود. منظور من "عدم اعتماد به نفس" ما بود برای داشتن یه هویت ثابت ایرانی. ببخشید اگه منظورمو بد گفتم.

 

[ ۱۳٩۳/٢/۱۸ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب