از اونجایی که فردا ولادته حضرت علی هست، یه تیکه از کتاب تاریخ طبری (جلد ششم) رو خوندم که مربوط به قبول کردن خلافت توسط حضرت علی هست. اون تیکه های چطوری بیعت کردن رو نمی نویسم چون قول ها مختلفه و نتیجه ی نهایی همه هم یکیه دیگه. خودتون می دونین حضرت علی در نهایت با اصرار مردم خلافتو قبول می کنه.

بعد از اینکه حضرت علی خلافت رو قبول می کنه، این خطبه ای هست که تو مسجد می خونه:

"خدا عز وجل کتابی هدایتگر فرستاد و نیک و بد را در آن بیان کرد. نیکی را بگیرید و بدی را واگذارید، فرایض خدا سبحانه را به جای آورید که شما را به بهشت می رساند، خدا چیزهای معین را حرام کرده و حرمت مسلمانان را بالای همه ی محرمات نهاده و مسلمانان را به اسلام و توحید نیرو داده، مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند، مگر بحق. آزار مسلمانان جز به اقتضای واجب روا نیست. به کار عامه برسید، مرگ به همه می رسد، کسان پیش از شما رفته اند و رستاخیز که از این پس می رسد شما را به تلاش می خواند. سبکبار باشید تا به مقصد برسید که کسان در انتظار دنباله روان خویشند. بندگان خدا، در کار بندگان خدا بترسید، شما را حتی از مکانها و جنبنده ها خواهند پرسید، خدا عزوجل را اطاعت کنید و نافرمانی او مکنید، وقتی به نیکی رسیدید آن را بگیرید و چون به بدی رسیدید آنرا واگذارید، بیاد آرید که گروهی اندک بودید و در زمین زبون بودید."