از کتاب عایشه بعد از پیامبر:

در زمان حکومت عمر، عمربن عاص فرمانده قشونی بوده که به مصر فرستاده میشه تا مصر رو فتح کنه. بعد از انجام این کار عمربن عاص نامه ای به عمر می نویسه و توش راجع به مصر توضیحاتی میده که یکی دو تا نکته اش برای من جالب بود که برای شما هم می نویسم.

اول اینکه میگه اسکندریه خیلی بزرگه و من نمی دونم چطوری بزرگیش رو برات (یعنی برای عمر) توصیف کنم، فقط اینو بگم که وسط شهر یه شهر دیگه هست که بهش می گن دانشگاه! و کتابخونه هم اونجاست.

دانشمندای ما قبلا به من گفته بودن که وقتی اسکندریه رو فتح کردین، حواستون باشه که کتاب هاشونو از بین نبرین، اونجا کتابخونه ای هست که سیصد و پنجاه هزار و یا به روایتی چهارصد و پنجاه هزار کتاب داره.

اما من نتونستم عده ای از قشون رو کنترل کنم و اونا کتاب ها رو روی هم جمع کردن و سوزندن چون می دونستن که این کتابا به دست کفار نوشته شده و چون تعداد کتابها زیاد بود، عمارت کتابخونه رو دستخوش حریق کردن که کتاب ها زودتر بسوزن.

البته من خیلی هم از از بین رفتن این کتابها ناراحت نیستم، چون ما قرآنو داریم و خودت، ای خلیفه، می دونی که توی قرآن گفته شده "لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین" یعنی از هر تر و خشکی تو قرآن سخن گفته شده و چیزی نیست که توی قرآن نباشه. و چون ما مسلمونا از قرآن استفاده می کنیم نباید برای سوختن کتابای اسکندریه خیلی متاسف باشیم.