یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

بالاخره بردیم قرارداد خونه رو تحویل دادیم و مطمئن شدیم که خونه مال ما شده لبخند.

از صبح برنامه ام خیلی فشرده بود، اینی که بالا گفتم خلاصه اش بود چشمک. صبح رفتم اداره بیمه، دو تا گواهی بیمه (که نشون میده ما بیمه داریم) برای خودم و همسر گرفتم.

مطمئن نبودم برای قرارداد خونه ازم چه چیزایی می خوان، واسه همین رفتم یه کپی از صفحه ی اول پاسپورتمم گرفت، یه گواهی اشتغال به تحصیلم (که میشه اینترنتی گرفت) بردم پرینت زدم که اگه خواستن نشون بدم.

وقتی اومدم خونه باید به دانشگاه جدید زنگ می زدم و یه چیزی رو بهشون می گفتم. قراردادی که خانومه برای من نوشته و با پست فرستاده، نوشته از اول جولای، در حالی که من تا آخر جولای هنوز بورس دارم. اگه بخوام هردوشو بگیرم باید برم اداره مالیات هم بگم و یه مالیاتی بدم و به خاطر همون یه ماه، باید دردسر بکشم.

منم امروز زنگ زدم، به مسئولش گفتم شما واقعا منظورتون از اول جولای، همون اول جولای بوده بوده استخدام من یا اشتباه کردین؟ گفت استادت به من گفته دخترمعمولی تا جولای بورس داره، منم فکر کردم منظورش تا اول جولای بوده. گفتم نه، من تا آخر جولای بورس دارم. بهتره اینو عوض کنین که منم به دردسر نیفتم.

گرچه اگه نمی گفتم قطعا من سود می کردم (چون هرچی هم پول مالیات بگیرن، مطمئنا کل حقوق آدمو به عنوان مالیات نمی گیرن!!) ولی هم درست نبود و من فکر می کردم اشتباه کردن، هم به دردسرش نمی ارزید.

خانوم مسئول گفت باشه پس من با استادت صحبت می کنم، اگه اجازه داد قراردادو از اول آگوست می بندیم. این طوری واسه ما هم بهتره، چون بیشتر وقت داریم و این قدر برنامه مون فشرده نیست برای انجام کارای استخدامت.

آخه الان واقعا همه چی فشرده است. از یه طرف من باید صبر کنم بریم خونه ی جدید و چون خونه ی جدیدمون توی یه منطقه ی دیگه است، باید برم یه اداره اقامت دیگه، نه اداره اقامتی که تا الان می رفتم. اونجا باید درخواست تمدید ویزا بدم، ویزام تمدید بشه، تمدید که شد به دانشگاه جدیدم نشون بدم، تا اونا منو رسما استخدام کنن.

الان کارم توی یه حلقه افتاده! برای استخدام من نیاز به اجازه کار دارم (که باید از اداره اقامت بگیرم)، اداره اقامت میگه برای اینکه بهت ویزای کار بدیم باید استخدام شده باشی!

به خاطر همین کارای اداری پیچیده، خانومه برام یه نامه فرستاد که رسما اعلام کرده که ما حتما این شخصو استخدام می کنیم.

از طرفی چون توی برگه نوشته شده یک جولای و قراره عوض بشه، من باز باید صبر کنم تا این نامه هم بیاد تا بتونم ویزامو تمدید کنم.

اینه که الان یه کمی همه چی قر و قاطیه! به هر حال این روند اداری اینجاست دیگه! (البته هرچی هست از کارای داری ایران خیلی بهتره چشمک).

از طرف دیگه معلوم نیست کی به ما کلید میدن که بریم خونه ی جدید. امروز صبح زنگ زدم به خانوم مسئول خونه مون و پرسیدم کی می تونیم بریم خونه رو ببینیم؟ آخه ما الان درست سایز اتاقا رو نمی دونیم. گفت سه شنبه بین ساعت نه تا یازده می تونین برین مدیرساختمونتونو ببینین باهاش صحبت کنین، ببینین کی باهاتون میاد در آپارتمانو باز کنه برین توشو ببینین!

جالبه که مدیر ساختمون فقط همون دو ساعت جوابگوی ما هست و این جوری واقعا برنامه ریزی سخته برامون! ولی خب دیگه ان الله مع الصابرین چشمک.

به هر حال، ظهری با دوستمون (به عنوان مترجم) رفتیم پیش این خانومه و قراردادو امضا کردیم و دادیم و خانومه یه سری توضیحات داد که همه اش همون چیزایی بود که توی قرارداد بود و خودمون هم فهمیدیم چی میگه. خیلی هم نیازی نبود دوستمونو ببریم، خسته اش کنیم. فقط چند تا سوال که می خواستیم بپرسیم گفتیم دوستمون بپرسه که سریع بشه، وگرنه تا ما می خواستیم جمله ها رو جفت و جور کنیم شب شده بود نیشخند.

این طوری که خانومه گفت میشه امید داشت که کلیدو بهمون زودتر بدن، چون اول جولای میشه یکشنبه که تعطیله. پنج شنبه و شنبه هم که تعطیله. واسه همین خانومه گفت احتمالا بتونین زودتر، یعنی همون سه شنبه چهارشنبه کلیدو بگیرین.

اگه این طوری باشه خیلی خوب میشه. زودتر خیالمون راحت میشه از بابت خونه و میریم دنبال کارای بعد از گرفتن خونه نیشخند.

----

امروز که رفتم پرینت و کپی بگیرم، یه جای جدید رفتم که تا حالا نرفته بودم؛ تازگی ها باز شده؛ نزدیک دانشگاهه.

سیستم پیچیده ای داشت. رفتم گفتم یه سری پرینت و پرینت رنگی دارم. خانومه یه کارت جلوم گذاشت، گفت این کارتت، برو پرینتر شیش! منم رفتم سروقت پرینتر دیدم خب نمی تونم فلشمو جایی بزنم که! گفت اول برو جلوی کامپیوتری که اونجا هست (به یه جایی اشاره کرد)، اونجا نوشته چیکار کنی.

رفتم دیدم یه دستگاه کارتخوان به کامپیوتر وصله. توضیحات کنار کامپیوتر گفته بود اول فلشتونو بزنین توی یو اس بی مربوطه، بعد فایلتونو باز کنین، دکمه ی پرینتو که زدین، کارتو بگیرین جلوی دستگاه. بعد کارتو از جلوی دستگاه وردارین برین سراغ پرینتر.

منم همین کارو کردم. با این کار در واقع به سیستم می فهموندی که این دستور پرینتی که الان وارد شد، مربوط به این کارته. به عبارتی دستور مربوطه توی کارت شما ذخیره می شد.

بعد رفتم سر وقت پرینتر. کنار پرینتر هم یه دستگاه کارتخوان بود که این دفعه باید کارتو توش میذاشتی، چیزی شبیه کارتخوان عابربانک. وقتی کارتو میذاشتی می تونستی از بین گزینه های کپی-پرینت و یکی دو تا گزینه ی دیگه دستورتو انتخاب کنی (فکر می کنم علت وجود این گزینه ها این بود که یه کارت می تونه هم زمان چند تا دستور تو خودش داشته باشه).

از اون گزینه ها پرینتو انتخاب کردم. قبل از اینکه انتخاب کنم گزینه ی پرینتو، دستگاه نشون میداد که اعتبار کارتم صفر یوروئه. وقتی پرینتو زدم، اعتبار کارتم شد منفی 50 سنت.

بعد از چند لحظه دستگاه شروع کرد به پرینت گرفتن و پرینتم آماده شد.

کارتمو ورداشتم و دوباره گذاشتم تا کپی بگیرم. این دفعه گزینه ی کپی رو انتخاب کردم و بعد دستگاه منتظر شد تا من برگه مو بذارم لای دستگاه و دکمه ی کپی رو بزنم. این کارو که کردم دوباره 50 سنت از اعتبار حسابم کم شد و شد منفی یه یورو.

وقتی کپیم اومد بیرون فهمیدم من اشتباهی کپی رنگی گرفتم! این جوری شد که به جای 5 سنت، 50 سنت از جیبم رفت، ولی خب دیگه کاریش نمیشد کرد.

بقیه ی کارای پرینتمم انجام دادم و آخر سر کارتمو بردم دادم به خانومه. زد تو دستگاه و بهم گفت یک یورو و پنجاه و پنج سنت بهش بدم. منم پولو دادم و اومدم بیرون!

کلا از سیستمشون خوش اومد. جالب بود.

به نظرم این سیستم برای ایران خیلی خوبه. اگه اشتباهی انجام بشه دیگه کسی چک و چونه نمی زنه چشمک. طرف خودش اشتباه کرده و چون از اعتبار کارتش کم شده خودش باید پولشو بده.

ضمن اینکه وقت تلف شده هم نداره که هی مسئولش بخواد ازت بپرسه کدوم فایل توی فلشت؟ از صفحه ی چند تا چند؟ پرینت رنگی یا سیاه-سفید؟

وقتی آدم خودش پرینت می گیره دقیقا میدونه چی رو چه شکلی می خواد پرینت بگیره. خیالش راحته که دقیقا همون چیزی که می خواد تحویل می گیره!

 

 

[ ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ٥:۱۱ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب