یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز قرار بود جلسه ساعت 5 شروع بشه، اما بچه ها دیر اومدن و عملا ساعت 6 اینا جلسه شروع شد و تا 7.5 8 هم بیشتر نبود. واسه همین خیلی حرفی واسه گفتن ندارم.

اما خب چیزایی که یاد گرفتم به زبون ساده ایناست (ما آیه های یک تا 20 سوره ی بقره رو خوندیم با هم):

آیه های سوم و چهارم "متقین" رو توصیف می کنه و براشون پنج تا صفت میگه:

1- ایمان به غیب

2- نماز به پا داشتن

3- انفاق کردن

4- ایمان به اونچه که به پیامبر و پیامبران قبلی نازل شده.

5- یقین به روز آخرت.

موردهای یک و سه و پنجو توضیح میدم:

1- منظور از غیب هرچیزی هست که ما نمی تونیم حسش کنیم، اما تو قرآن در موقعیت های مختلف به معانی مختلفی به کار میره (یا حداقل می تونیم بگیم تاکید بیشتری روی یه معنی غیب هست نسبت به سایر معانیش). مثلا خدا، قیامت، وحی، آخرت، همه چیزایی هستن که دیده نمی شن اما ممکنه توی یه آیه وقتی گفته میشه غیب منظور بیشتر خدا باشه یا بیشتر آخرت باشه.

3- انفاق کردن فرق داره با خمس و زکات دادن. انفاق کردن یعنی اینکه چیزی رو که دوست داری و بهش نیاز داری رو به کسی ببخشی، نه اینکه چیزی رو که نمی خوای و اگر کسی پیدا نکنی می اندازی دور! اگه این کارو کردی دیگه اسمش انفاق نیست، یه جور بخششه.

تو جای دیگه ای هم قرآن می گه "انفقوا مما تحبون" نمی گه "مما یحبون"، یعنی حتی اگر چیزی بود که شما دوست نداشتی (مثلا یه لباسی که از کسی هدیه گرفتی ولی دوسش نداری) و کس دیگه ای هست که اونو دوست داره (مثلا یه دوستی اون لباسو می بینه و میگه خیلی قشنگه)، اگه شما اون لباسو بدی به اون دوستت کاری که کردی اسمش "انفاق" نیست. شما فقط اون لباسو به دوستت بخشیدی.

تو همین آیه ی سه سوره ی بقره هم میگه از اونچه که "روزیشان کردیم". روزی یعنی چیزی که مال شماست. میگن یه نفر می خواد یه سوالی از امام صادق بکنه که نتونه جواب بده (یعنی می خواد امامو مسخره کنه)، از امام می پرسه این سیبی که دست منه روزی من هست یا نه؟ به دوستاش هم میگه اگه گفت آره، من سیبو پرت می کنم دور، نمی خورم. اگه گفت نه، خب می خورمش. امام صادق میگه اگه از گلوت پایین رفت، روزیته، اگه نرفت روزیت نیست!

حالا روزی دقیقا اون چیزیه که بتونه از گلوی شما پایین بره، یعنی دقیقا فقط و فقط مال شخص شخیص شماست! حالا شما اگه از "این" روزی اومدی چیزی به دیگران دادی، اسمش میشه انفاق.

5- "یقین داشتن" با "ایمان داشتن" فرق داره. کسی که ایمان داره، یعنی قلبا و علنا یه چیزی رو قبول داره و بهش ایمان داره، اما ممکنه گاهی یادش بره. اما کسی که به چیزی یقین داشته باشه، حتی یه لحظه هم از یاد اون موضوع غافل نمی شه. این آیه تاکید می کنه متقین کسایی هستن که به آخرت "یقین" دارن. ایمان داشتن به آخرت قبلا تو قسمت ایمان به غیب مشمول شده، الان دیگه بحث از یقین داشتنه.

یه سری چیزای دیگه هم که من موقع مطالعه های خودم در مورد این بحث بهشون ( و در موردشون چندان بحث نکردیم) اینا هستن:

1) برای اینکه آدم جزو متقین باشه باید به جنبه های مختلفی توجه کنه، مثلا هم جنبه ی مربوط به خدا (نماز و ایمان به عالم غیب و این چیزا) و هم جنبه ی انسانی و ارتباط با مردم (انفاق کردن و بی تفاوت نبودن نسبت به دیگران).

2) همون طور که ایمان مرتبه داره، کفر هم درجه داره. تو این آیه های بقره خدا راجع به کسایی حرف می زنه که پیامبر چه بهشون هشدار بده، چه نده یکسانه. اما اینا تمام کفار نیستن. اینجا منظور دقیقا اون کافرهایی هست که مرحله ای رسیدن که دیگه (به قول خودمون) ته کفره و هشدار دادن یا ندادن بهشون بی فایده است. وگرنه تمام کفار این طوری نیستن.

کفر پنج قسم داره: اول کفر جحود، و جحود هم خودش دو جوره، سوم کفر بترک دستورات الهى، چهارم کفر برائت و پنجم کفران نعمت .

اما قسم اول از دو قسم جحود انکار ربوبیت خدا است یعنی کسی که بگه نه ربى هست و نه بهشتى و نه جهنمی. وجه دوم جحود، جحود بر معرفته یعنی کسى با اینکه حق رو شناخته و برایش ثابت شده انکار کنه.

وجه سوم از کفر، کفران نعمته. وجه چهارم کفر، ترک دستورات خدا است. وجه پنجم، کفر برائته ( که خدا درباره اش از ابراهیم علیه السلام حکایت کرده که میگه: (کفرنا بکم ، و بدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابدا حتى تومنوا باللّه وحده )، (از شما بیزاریم ، و میان ما و شما دشمنى و خشم آغاز شد، و دست از دشمنى برنمیداریم ، تا آنکه بخداى یگانه ایمان بیاورید) که تو این آیه کفر بمعناى بیزارى اومده.

3) هرجا قرآن میگه "الذین آمنوا" منظور مردم مکه هستن که مسلمون شدن، مگر اینکه قراین آیه خلاف اینو ثابت کنه و هرجا هم می گه "کافران" منظورش کافرای مکه هستن، مگر اینکه قرائن آیه خلافشو ثابت کنه.

4) در مورد کفار خدا میگه "ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم، و علی ابصارهم غشاوه". یعنی خدا بر قلب ها و گوش هاشون مهر زد و پرده ای بر چشمانشان است. اینجا یه نکته داره این آیه و اونم اینکه داره میگه عدم درک و فهم کفار دو تا چیزه، یه مقدار از گمراهیشون به خاطر خداست و خدا به قلب هاشون مهر زده، یه مقداریش هم به خاطر خودشونه. به عبارتی اول خودشون یه سری کارهایی کردن که باعث گمراهی خودشون شدن و بعد در نتیجه ی اون کارشون خدا مهر زد به دلهاشون و بیشتر گمراه شدن (همون قضیه ای که میگن آدم هرچی بخواد خدا در همون راه بهش کمک می کنه، اگه کسی دنیا رو بخواد خدا بهش کمک می کنه دنیا رو به دست بیاره، اگه کسی آخرت رو بخواد خدا در اون جهت بهش کمک می کن).

5) تو این آیه ها قرآن از سه دسته آدم حرف می زنه، مومنان، کافران و منافقان. اول راجع به مومنا صحبت کرد، بعد راجع به کفار و بعد میره سراغ منافقا. اما برای دسته ی سوم یه حدیثی هست که میگه: سه صفت است که در هرکس باشد منافق است هرچند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: کسى که در امانت خیانت مى کند، وکسى که به هنگام سـخـن گـفـتـن دروغ مـى گـوید، و کسى که وعده مى دهد و خلف وعده مى کند.

6) در توصیف منافقین آیه ی 17 رو میگه (مثلهم کمثل الذى استوقد نارا... تا آخر آیه ). این آدما به ظاهر دم از ایمان می زنن و از یه سری فواید دین برخوردار میشن، مثلا با مومنا ازدواج مى کنند و امثال اینا، اما همینکه می میرن، خدا نورشو ازشون مى گیره و اونچه بعنوان دین انجام دادن تا به اجتماع بقبولونن که ما مسلمونیم هم باطل بوده و تو ظلمت می مونن و هیچ چیزو درک نمی کنند.

---

هشدار: این لپ کلام چیزی بود که "من" فهمیدم. تک تک جمله های این متن احتمال اشتباه توشون هست. پس لطفا صد درصد بهشون اعتماد نکنین.

اگه می خواین بیشتر بدونین یا متن دقیق برداشت هایی که نوشتمو ببینین به تفسیر نمونه و المیزان مراجعه کنین.

 

 

 

[ ۱۳٩۳/۳/٤ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب