یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

از اونجایی که فرهنگ آلمانی با فرهنگ ایرانی کاملا متفاوته، طراحی خونه ها اکثر وقتا خیلی با طراحی های خونه ی ایرانی فرق داره و پیدا کردن خونه ی باب طبع ایرانی ها اینجا تقریبا غیرممکنه (البته منظورم برای ماهایی که حقوق دانشجویی داریمه، وگرنه آدم اگه خوب پول بده، خونه ی ویلایی هم می تونه بخره چشمک).

عرض کنم خدمتتون که در خونه رو که باز می کنی، رو به روت سینک ظرفشویی رو می بینی!! بعله، سینک ظرف شویی رو جلوی در ورودی ساختن، به فاصله ی شاید یه متر از در ورودی که وقتی در باز میشه، دیگه کسی نمی تونه جلوی سینک وایستاده باشه، چون دیگه در باز نمیشه!

و به این ترتیب ما اون متغیر temp آشپزخونه رو که صبا خانوم پیشنهاد دادن از دست دایدم برای جا به جایی وسایل نیشخند.

سمت راست سینک ظرفشویی، تا فاصله ی یه متر کف خونه کاشیه و به عبارتی یه تیکه از خونه جزو آشپزخونه حساب میشه!! بعد از اون، تو همون سمت راست، کف پوش خونه عوض میشه و یه کف پوش سفید و کرم با طرحی که من خیلی دوست دارم، نشون میده که از اینجا به بعد هاله!

هال فضاییه به مساحت حدود 3.5 در 3.5 متر (کلا به فکر فرش های ایرانی تو این خونه ها نباید بود، اصلا اندازه ی استانداردی نداره خونه ی آلمانی ها، هر کس هر چند متر رو که دلش می خواد اتاق می کنه!).

اون فضای یه متری که گفتم کاشی هست، در امتداد عرض خونه ادامه پیدا می کنه و به عبارت دیگه 3.5*1 متر فضای اون قسمت خونه کاشیه (اون 3.5 در 3.5 که گفتم بدون احتساب این قسمت کاشی بود).

همین کاشی ها رو که ادامه بدین تو عرض خونه، آشپزخونه تموم میشه و دستشویی شروع میشه!! این بدترین قسمت ماجراست نیشخند!! یعنی هیچ راهرویی وجود نداره. سرویس درست بغل هاله (به فاصله ی یه متر از اون قسمتی که کف پوشش کاشی نیست).

حالا علت خریدن اون کمدی که گفتم بعدا توضیح میدم این بود که ما می خواستیم اون کمدو یه جوری بذاریم که حائلی بشه بین سرویس و قسمت هال و در عین حال به عنوان یه تزئین برای خونه حساب بشه و روش چیزای تزئینی قشنگ بذاریم. آخه با توجه به چیزی که ما تو ذهنمون داشتیم، سرویس میشد درست رو به روی مبل!! که اصلا جالب نبود مسلما نیشخند. اما بعدا وقتی مبلو بردیم خونه موفق شدیم طراحیمونو عوض کنیم طوری که هم مبل رو به روی سرویس نبود و هم دیگه مبجور نبودیم هیچ حائلی بذاریم جلوی سرویس. چون به هیچ طریقی کسی رو به روی سرویس نمی شینه.

حالا توصیف خونه رو ادامه میدیم. درست بغل درب ورودی، سمت راست، یه در دیگه هست که به نظر ما اتاق خوابه (ولی این قدر کم نوره و پنجره اش کوچیکه که دوستم به این اتاق می گفت انباری!). یه اتاقه به ابعاد 2.20 * 4.70!! (همین جا بیایم برای شفای همه ی معمارای آلمانی دعا کنیم چشمک).

سمت چپ درب ورودی، یه در دیگه است که می خوره به یه اتاق دیگه که ابعادش دقیق یادم نیست ولی حدود 3*3.40 اینا بود. این اتاق بهترین اتاق خونه است که هم نورگیرش خوبه و هم اندازه اش خیلی دراز نیست.

ما قصد داشتیم اول این اتاقو پذیرایی کنیم آخه نورش خیلی بهتره، اما با توجه به اینکه خیلی کوچیک بود نشد.

حالا با توجه به اندازه ی تخت و کمدی که خریدیم، بعد از گذاشتن تخت و کمد توی اتاق خواب، فکر کنم حدود یه متر در دو متر از اتاق می مونه نیشخند. پس این اتاق اصولا به فرش نیاز نداره چشمک.

برای توی هال هم با توجه به اندازه ی مبل ها، قرار شد فرشی که خریدیم و اندازه هاش 135*195 ه (مسلما از اونجایی که اتاق های آلمانی اندازه شون استاندارد نداره، فرش های آلمانی هم استاندارد نداره سایزشون چشمک) رو به صورت کج بندازیم و بقیه ی اتاقو بی خیال فرش بشیم.

می مونه اون یکی اتاق که قراره ما توش زندگی کنیم! که فرش فعلیمونو باید اونجا پهن کنیم. من اسم این اتاقو گذاشتم اتاق کمدا!! آخه تا همین الان دو تا کمد قراره توش گذاشته بشه و احتمالا یکی دیگه هم بهش اضافه میشه. میز ناهارخوری هم که اونجاست. حالا من نمی دونم جایی می مونه برامون که ما توش زندگی کنیم یا نه چشمک.

پنجره های خونه رو یادم رفت براتون توصیف کنم. فکر می کنین پنجره ها کجای اتاقن؟! گوشه ی اتاق، چسبیده به دیوار!!! من واقعا نمی فهمم این معمار ساختمون چرا پنجره رو وسط اتاق طراحی نکرده! ولی خب فعلا همینه که هس نیشخند.

----

تا اینجا توصیفه خونه ی خودمون بود، اما آلمانی ها یه مدل دیگه خونه هم دارن که مخصوص wg هست. تو این ساختمونا از در که وارد میشین یه راهرو هست (حالا یا باریک یا بلند)، و دو سه تا در هست که هر کدومش یه اتاقه. یه اتاق بزرگ هم مخصوص آشپزخونه است. تو این خونه ها هیچ هالی وجود نداره و هدف اصلی طراحیشون هم اینه که چند نفر دانشجو (یا شاغل یا هرچی) این خونه رو اجاره می کنن. یعنی هر اتاق برای یه نفره و هیچ هالی در کار نیست، چون اون آدما با هم خانواده نیستن که بخوان مثلا با هم بشینن تلویزیون ببینن.

توی آگهی ها هم وقتی خونه ای رو میدن اجاره می نویسن که آیا برای wg مناسبه یا نه، وقتی می نویسن مناسبه، یعنی طراحیش اینیه که گفتم. اما اگه بنویسن مناسب نیست، معنیش اینه که خونه مثل خونه ی ما طراحی شده و هال داره یا اینکه برای رفتن به یکی از اتاقا باید از یکی دیگه از اتاقا رد بشین و اتاقا تو در تو هستن (که مسلما این طراحی هم مناسب wg نیست).

 

[ ۱۳٩۳/۳/٩ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب