چقدر این مرتب کردن وسیله ها طول می کشه!! دیروز تمام روز داشتیم وسایلمونو مرتب می کردیم. تا ساعت 1.5 که داشتیم آخرین سری وسایل باقی مونده رو می بردیم خونه ی جدید (همون پتو ملافه ها و یه دست ظرفی که تا روز آخر نگه داشته بودیم). خود این وسایل شد 5 تا چمدون و دو تا کارتن!!! که به سختی با ترم و اتوبوس بردیم!

دیگه از ظهر داشتیم مرتب می کردیم تاااا عصر. عصری هم رفتیم تو شهر یه دوری زدیم، اما من که انقد خسته بودم که زیاد بهم خوش نگذشت، مخصوصا که دوستامونم نبودن.

وقتی برگشتیم خونه هنوز هوا روشن بود، ساعتای 8 اینا بود. یه کمی وسایلمونو مرتب کردیم و ملافه ی تشکو روش انداختیم و ساعتای یازده خوابیدیم.

صبح که بلند شدیم، یه کمی کیک خوردیم و یا علی! دوباره شروع کردیم به مرتب کردن و تمیز کردن. تمام آشپزخونه رو همسر تمیز کرد و برق انداخت. البته منم بی تاثیر نبودما، من همسرو تشویق می کردم و بهش روحیه می دادم نیشخند.

آشپزخونه و کابینتا که تمیز شد، ظرفا و خوردنی ها رو چیدیم توشون. لباسای زمستونی رو هم ریختیم تو یه چمدون که بعدا براشون یه جا پیدا کنیم. دو تا قفسه ی کتابو هم سرپا کردیم و باید کتابا رو توشون بچینیم. اون وقت دیگه فقط می مونه لباسا که ماشاءالله کل روی مبلو با یکی دو تا کارتن پر کرده!

---

تا اطلاع ثانوی اینترنت نداریم. الانم اومدیم خونه ی دوستامون که ایرانن که هم یه سر به خونه ی اونا زده باشیم، هم اینترنتمونو اینترنتی سفارش بدیم!

اگه دیر خدمت رسیدم، ببخشید لبخند.