دیروز وقتی رفتیم خونه، دوباره شروع کردیم به مرتب کردن وسایل. یه کمد بود که به نظرمون باید منتظر دوستامون می شدیم تا بتونیم ببندیمش، آخه خیلی بزرگ بود، قدش از قد ما خیلی بلندتر بود، شاید 2.5 متر بود و سقفش اصلا راحت جا نمی خورد.

آخرش دیدیم اگه بخوایم منتظر دوستامون بشیم باید حداقل یکی دو هفته صبر کنیم، آخه اونا فقط آخر هفته ها می تونن بیان، اونم شاید این آخر هفته نتونن بیان. ما هم تصمیم گرفتیم خودمون دست به کار بشیم و کمدو درستش کنیم.

خیییییلی سخت بود جا زدنش، ولی خب بالاخره تونستیم سرپاش کنیم خدا رو شکر. شیش تا در هم داره که سه تاشو دیشب نصب کردیم، دیگه ساعت یازده شد، گفتیم بقیه اش باشه برای فردا.

واقعا خیلی کار خسته کننده ای بود، ولی خب کلی کارمونو جلو انداخت. الان فقط باید دراشو نصب کنیم و لباسا رو بچینیم توش.

اینجوری، اگه لباسا رو از تو خونه جمع کنیم، خونه مون خیلی مرتب تر میشه نیشخند.

---

امروز صبح من رفتم کلاس آلمانی-فارسی و همسر هم رفت سر کلاس خودش. برگشتنی من رفتم اداره ای که باهاش میشه قرارداد گاز و برق و این چیزا بست. قبلا مسئول شرکتی که خونه رو ازش گرفتیم راجع به این موضوع طوری صحبت کرده بود که من و همسر هر دومون فکر کردیم هزینه ی گرمایش مشمول پول اجاره ای که میدیم هست، ولی وقتی من امروز رفتم که در مورد گاز و برق بپرسم، معلوم شد که هزینه ی گرمایش (که با گاز گرم میشه) رو ما خودمون باید جداگونه بدیم.

مبلغش هم اصلا کم نیست! ولی خب فعلا چاره ای جز بستن قرارداد و دادن این مبلغ نداریم.

---

فرم های قرارداد کار جدیدو بالاخره پرینت گرفتم و امضا کردم. ان شاءالله فردا می فرستم.