این روزا همه چی به روال عادی برگشته، تنها مشکلی که هست اینه که اینترنت نداریم، نمی تونم بیام بنویسم براتون.

دو روز پیش دیگه تقریبا همه چی رو چیدیم. تا ساعت 9.5 شب داشتیم وسایلو می چیدیم توی کمدا، ولی بالاخره تموم شد و الان دیگه یه زندگی کاملا عادی داریم.

البته عادی با راحت فرق داره ها چشمک. مشکلات کماکان سر جاشون هستن.

من باید تا یازدهم این ماه مدارکمو برای دانشگاه جدید بفرستم تا بتونم اونجا استخدام بشم، ولی اونا از من ویزا می خوان. روند ویزا هم اینه که اول ایمیل می زنی، طرف بعد از چند هفته به ایمیلت جواب میده، یه قرار ملاقات میذاره برای حدود یکی دو ماه بعدش. اون روز میری ویزاتو می زنن تو پاسپورتت! به عبارت دیگه حداقل دو ماهی طول می کشه این روند. حالا اینکه چطوری من باید ویزامو تا 11 ژوئن بگیرم و برای دانشگاه مقصد هم پست کنم، خدا می دونه!!

منم ایمیل زدم به منشی اون دانشکده، گفتم شما که میگی تا یازدهم مدارکمو بفرستم، خودتم زنگ بزن هماهنگی هاشو بکن چشمک. روند عادی ویزا دو ماه طول می کشه. جواب داد که شماره ی طرفو بده خودم بهش زنگ می زنم.

خودمم امروز رفتم اداره اقامت و مسئول مربوط به من امروز نبود. منم ایمیل زدم به منشی شماره رو دادم و گفتم امروز نیست، ولی فردا می تونی بهش زنگ بزنی.

حالا قراره خانم منشی به من خبر بده لبخند.