امروز صبح که بیدار شدیم، هیچی برای خوردن نداشتیم نیشخند. چون دیشب انقدر دیر رسیدیم خونه و خسته بودیم که نرفتیم خرید. نه نون داشتیم، نه شیر که بخوایم بخوریم!

همون جوری بدون صبحونه و چایی همسر شروع کرد به تمیز کردن سرویس. دو ساعتی درگیرش بود تا تموم کرد! ولی خب دستش درد نکنه کلا همه جا رو برق انداخت لبخند!

بعدش رفتیم خرید کنیم. یه ALDI نزدیک خونمون هست که ده دقیقه پیاده راهه. بازم هوا خیلی گرم بود، لباسای ما هم گرم تر!

یه عالمه از اونجا خرید کردیم برای خونمون و برگشتیم. از اونجایی که ناهار نداشتیم، از آلدی یه پاستای آماده خریدیم که خوش به حالتون که نبودین! اصلا خوشمزه نبود! یعنی من فکر کردم کاش پیتزا گرفته بودیم.

---

عصری هم باید یه عالمه خرید دیگه بریم. یه سری چیزا رو باید از مغازه ی ترک ها بخریم، یه سری ها رو از مغازه ی عربا! یه سری ها رو از BAUHAUS!! ولی من که همین الانشم خسته ام، احتمالا یه سریهاش برای امروز کنسل میشه چشمک.