توی این چند صفحه ای که از کتاب عایشه بعد از پیامبر خوندم نوشته مادر عایشه نمی تونسته راحت بچه رو به دنیا بیاره. یعنی قابله ای که ماهر بوده و بهش خبر دادن و اونو معاینه کرده به ابوبکر (پدر عایشه) گفت که همسر تو نمی تونه بچه رو به دنیا بیاره، یا هر دوشون می میرن یا اینکه من با چاقو یه کمی برش میدم تا بچه سالم به دنیا بیاد ولی بازم مادر می میره. ابوبکر به ذهنش می رسه که به حضرت خدیجه بگن بیاد، میگه اون حضورش باعث کمک میشه. دختر قابله رو می فرستن تا به حضرت خدیجه بگه بیاد و در نهایت بچه سالم به دنیا میاد و مادرش هم زنده می مونه.

پی نوشت: من در مورد صحت و سقم این حادثه ی تاریخی اظهار نظر نمی کنم، صرفا چیزی که توی کتاب نوشته شده بودو به زبون ساده گفتم.

 

-----

ام المومنین بودن:

اینو خیلی وقت پیش یه جایی خوندم، ولی الان نمی تونم آدرس دقیق مرجع رو بدم: تمام همسران پیامبر، ام المومنین هستن و ام المومنین بودن به معنی برتری معنوی نیست، بلکه معنیش این هست که رابطه اشون با سایر مردها مثل مادر و فرزند هست و کسی نمی تونه اینا رو عقد خودش کنه و این رابطه هیچ ربطی به خوب یا بد بودن اون فرد نداره. اینو از این جهت گفتم که یه سری فکر میکنن ام المومین فقط صفت عایشه است یا حتما عایشه خیلی برتری داشته یا داره بر بقیه که بهش این صفت رو دادن.

این تفسیر با آیه ای که مربوط به همسران پیامبر هست هم جور در میاد. ضمن اینکه باید به این نکته هم توجه کرد که قرآن میگه همسران پیامبر ام المومنین هستن و نمی گه ام المومنین و المومنات.