انقد خستم که اصلا حوصله ندارم چیزی تایپ کنم. فقط خواستم اعلام حضور کنم که بدونین زنده ایم نیشخند.

دیروز با چند تا دوست ایرانیمون که البته تو برلین باهاشون آشنا شدیم، داشتیم تو یه مسیری می رفتیم، دیدیم تا ما برسیم هتل بازی ایران-آرژانتین تموم شده، واسه همین تو یه دونری که از قضا تلویزیونش روشن بود و محوطه ی باز داشت و جای خیلی قشنگی هم بود نشستیم. همون بیرون توی فضای باز نشستیم.

آقاهه هم مسلما فهمید که ما ایرانی هستیم و اومدیم تیممونو تشویق کنیم چشمک. اینجا خیلی خیلی رسمه که بازی ها رو مردم تو کافه ها و کلا بیرون از خونه می بینن. حتی بعضی از کافه ها موقع بازی های مهم، یه تلویزیون LED خیلی بزرگ میذارن که مشتری جذب کنن.

آقاهه اومد سفارش گرفت و برامون بالش آورد که بذاریم رو صندلی ها و زیرمون نرم باشه، صدای تلویزیونشم زیاد کرد، کلی خدمات داده بهمون لبخند.

خلاصه، ما هم رفتیم نشستیم و با هر توپی که حقیقی دفع می کرد، یه بار چنان جیغ می زدیم که فک کنم آلمانی هایی که رد می شدن فک می کردن گل زدیم نیشخند.

دقیقه ی نود هم که ذکر مصیبتی بگم و برم ... . واقعا خیلی حیف شد، ولی واقعا ما نباختیم، ما بردیم. اینو همه ی دنیا می دونین.

بچه های تیمو نمی دونم نظرشونو، ولی من حاضرم به آرژانتین بگم اگه راست میگی بیا یه بار دیگه بازی کنیم!

ما واقعا به این تیم افتخار می کنیم. خیلی وقت بود فوتبال ایرانو ندیده بودم، اما اگر هم دیده بودم، هرچی دیده بودم تا الان بازی ایران بود، اما این دفعه بازی تیم ایران بود.

چیزی که ما تقریبا هیچ وقت تا حالا به این خوبی نداشتیم. فکر می کنم ما هیچ وقت این همه هماهنگ نبودیم، فکر می کنم تا حالا بعد از هیچ باختی اینقد با غرور سرمونو بالا نگرفته بودیم.

ولی واقعا خیلی دلمون سوخت که باختیم، اگه مساوی کرده بودیم، ما سفارت آرژانتینو آورده بودیم پایین اینجا چشمک.