یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

امروز بالقوه مهمون داریم، ولی نمی دونم بالفعل هم میشه یا نه!

دیروز رفته بودیم خونه ی دوستمون، کار داشتیم. برگشتنی همسر گفت بیا زنگ بزنیم به اون یکی دوستامون بگیم بیان خونه ی ما، با هم فوتبال ببینیم. منم گفتم زنگ بزن. زنگ زدیم و دعوت کردیم. بعد گفتیم خب حالا که به اینا گفتیم فلانی رو هم بگیم دیگه. به اونم زنگ زدیم، بعد همین طور به فلانی بگیم، به فلانی بگیم، هفت نفر مهمون شدن!

حالا تا اینجای کار مشکلی نیست، مهمونیه دیگه! مشکل اینجاست که بعدش فهمیدیم که تلویزیون ما که تلویزیون کابلی هست اون شبکه ای که مسابقه رو پخش می کنه نمی گیره نیشخند.

آخه ظاهرا شبکه ی اصلی که فکر می کنم ARD هست، فقط بازی های مهمو پخش می کنه و بازی ایرانم مسلما مهم حساب نمی شه! بنابراین اون شبکه، بازی آرژانتین و نیجریه رو پخش می کنه (که هم زمان با بازی ایرانه) و شبکه ی eins Festival بازی ایران و بوسنی رو پخش می کنه و ما هم این شبکه رو نمی تونیم بگیریم!

حالا خدا رو شکر دیروز یکی از مهمونامون وقتی بهش زنگ زدیم گفت اینو، وگرنه که خیلی ضایع بود مهمونا بیان و بعد ببینیم نمی تونیم ببینیم!

حالا همون دوستمون که بهمون گفت ممکنه RTL نشون نده بازی رو، گفت اشکالی نداره نهایتش میایم با لپ تاپ می بینیم. اما گفت من چک می کنم ببینم بازی از کدوم شبکه پخش میشه و خبر میدم. بعدش دوباره زنگ زد، گفت ببینین اگه این شبکه ی eins Festival رو نمی تونین بگیرین با تلویزیونتون، بیاین خونه ی ما ببینیم همگی.

یعنی فک کن انگاری ما واسه یکی دیگه مهمون دعوت کردیم نیشخند.

منم به همسر گفتم امروز تو زنگ تفریحشون زنگ بزنه به دوستمون و بگه نه، همون خونه ی ما ببینیم، اما با لپ تاپ. بعد از کلاسش هم بره کابل وصل کردن تلویزیون به لپ تاپ بخره. این جوری ما بچه ها رو به هوای دیدن از اینترنت میاریم خونمون. صداشم در نمیاریم که میریم کابل بخریم. حالا اگه شد که کابلو وصل می کنیم و می بینیم، اگه نشد هم، هممون با لپ تاپ می بینیم چشمک.

---

به شدت استرس دارم، از یه طرف مهمونی هست و ما هم تازه از سفر اومدیم و هیچی تو خونه نداریم. باید بریم کلی خرید کنیم. از طرف دیگه امروز باید برم اداره اقامت ویزامو بگیرم. از اون یکی طرف قرارم با استاد که هر هفته جمعه بود، این هفته پنج شنبه است و برای این قرار باید پاورپوینت های ارائمو که حدود یه ماه دیگه است بفرستم! هنوز تازه تو مقدمه ام!!

البته من می تونم یه ساعته یه چیزی درست کنم بدم ولی بازم استرسم زیاده، اونم با استاد ایرادگیر من که به فاصله های توی پاورپوینتم گیر میده! اینجا رو با حرف بزرگ بنویس، اینجا رو کوچیک کن و از این حرفا!!

استرس خود بازی هم که یه طرف چشمک.

[ ۱۳٩۳/٤/٤ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب