یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

چند روزی هست حس می کنم "چیزایی که امروز یاد گرفتم" خونم به شدت افتاده! گفتم بیام یه چیزی یاد بگیرم، نادان از دنیا نرم چشمک.

خب قبل از اینکه شروع کنم یه صلوات بفرستین.

فرستادین؟ خب این صلوات برا این بود که بعد از حداقل بیست بار کلیک کردن رو دکمه ی "مطلب جدید"، بالاخره پرشین بلاگ رضایت داد ما یه مطلب جدید بنویسیم!

این دفعه می خوام از کتاب اخلاق ناصری براتون بنویسم، اما چون مثل همیشه متن کتاب سنگینه، به زبون خودم و هرچی فهمیدم میگم (اگه من غلط فهمیده بودم دیگه خدا ببخشه نیشخند).

و اما مطلب امروز

تا حالا شنیدین میگن فلان چیزو باید انقد تکرار کنی که برات ملکه بشه؟

من همیشه فکر می کردم این یه اصطلاحه. نگو یه عبارت کاملا علمی و فلسفیه!

تو این قسمت کتاب داره خُلق رو تعریف می کنه و میگه:

"خلق ملکه ای بود نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی ازو بی احتیاج به فکری و رویّتی"

یعنی خلق و خوی آدم، در واقع به اون ملکه ای گفته میشه که توی ذهن انسان هست و باعث میشه که انجام دادن یه کار براش خیلی آسون باشه و نیازی به فکر یا رویّت نداشته باشه (طبق لغت نامه ی دهخدای آنلاین، رویّه عبارت از معرفت است بعد از فکر و تدبر زیاد و بالجمله معرفتی را که منشاء آن فکر و تأمل زیاد است رویت گویند).

"و در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات نفسانی آنچه سریع الزوال بود آن را حال خوانند و آنچه بطی ء الزوال بود، آن را ملکه گویند."

یعنی حال اون چیزی هست که سریع عوض میشه و از بین میره، اما ملکه اون چیزی هست که آروم از بین میره (بطیء یعنی آهسته).

"پس ملکه کیفیتی بود از کیفیات نفسانی و این ماهیت خلق است. و اما لمیت او، یعنی سبب وجود او، نفس را دو چیز باشد: یکی طبیعت و دوم عادت."

اینجا داره تعریف می کنه، خُلق به چی می گیم. میگه ماهیتش، یعنی عصاره ی چیستی خلق، "ملکه" است. یعنی وقتی می گیم اخلاق طرف اینه، یعنی داریم راجع به چیزی صحبت می کنیم تو طرف که به راحتی قابل تغییر نیست، چیزی هست که ملکه شده براش.

اما این همه ی قضیه نیست، آدم علاوه بر اینکه باید بدونه چیزی که راجع بهش صحبت می کنه، "چی" هست، باید بدونه "علت" به وجود اومدنش هم چی هست. حالا در مورد علت به وجود اومدن هر مدل اخلاقی توی آدم میگه یا طبیعت فرد این طوری هست، یا طبق عادت به اون اخلاق رسیده.

---

دیگه بیشتر از این توضیح نمی دم. هدفم از "چیزایی که امروز یاد گرفتم" امروز فقط این بود که یه کمی اصطلاحات بیشتر برامون آشنا بشه و بدونیم این کلمه هایی که ما به راحتی هر جایی به کار می بریم، هر کدوم یه معنای خاصی دارن و باید با دقت بیشتری به کار گرفته بشن لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/٤/٥ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب