امروز دقیقا از همون لحظه ای که همسر رفت بیرون، من نشستم پای لپ تاپ و تا ساعتای 7 عصر همچنان پای لپ تاپ بودم! فقط یه مدت خیلی کوتاهی رو برای غذا درست کردن و غذا خوردن صر کردم. که اونم موقع غذا درست کردن، هی برمی گشتم سر کار خودم.

باید اسلایدامو کامل می کردم، ولی مشکل این بود که یه تیکه از کارو باید دوباره از اول انجام می دادم. اونم با یه سیستمی که خودش کلی مشکل داشت!

خلاصه که در نهایت فهمیدم که اگه این مرحله رو حذف کنیم کلا نتیجه ی بهتری می گیریم خنثی. واسه همینم حذفش کردم و دوباره جوابا رو از اول گرفتم.

حالا واسه استادم فرستادم تا ببینم چی میگه. یه جورایی هم خوب شد هم بد! در حالت کلی بهتر شد، ولی از نظر ارائه ای یه خرده کارو خراب کرد. یعنی قبلا می تونستم بگم 2 درصد بهبود داشتم، الان می تونم بگم 1.6 درصد بهبود داشتم. ولی در نهایت تو حالت دوم نتیجه ی بهتری دارم، الان فهمیدین چی شد؟نیشخند

وقتی اینا رو برای همسر توضیح میدادم، یاد این قضیه ی شیب تورم و این چیزا افتادم که وقتی میگن شیب تورم کم شده، معنیش این نیست که تورم کم شده، یعنی شیب افزایش قیمت ها کم شده چشمک!!

حالا این نتیجه ی منم یه چیزی تو همون مایه هاست. گرچه فعلا نتیجه ی قابل توجهی نیست ولی من به شدت بهش امیدوارم لبخند. یعنی امیدوارم که تا اکتبر بتونم به نتیجه ی دلخواهم برسم.

---

شب مهمون داریم! از ساعت 10 تا 12 اینا. دوستامونو دعوت کردیم بیان اینجا فوتبال ببینیم با هم. امشب برزیل و آلمان مسابقه دارن و من و همسر دلمون می خواد آلمان ببازه نیشخند.

یکی از دوستامون گفتن فقط نیمه ی اولو میان، چون می خوان برن خونشون که زود بخوابن، آخه فردا روز کاریه. ولی اون یکی دوستامون که همیشه پایه که چه عرض کنم مثل ما چهارپایه انچشمک، گفتن تا آخرش می مونن.

---

من که سرم کلا تو لپ تاپ بود، همسر رفت کلی خرید کرد، اومد، خونه رو تمیز و مرتب کرد، پف فیل درست کرد، ظرفا و لیوانا رو آماده کرد واسه میوه و چایی. کلا همه ی کارا رو کرد دیگه مژه، دستش درد نکنه لبخند.

---

در راستای همون حرفی که دیروز زدم و گفتم آلمانی ها اصرار دارن از سیستمای خودشون استفاده کنن، یه سوال از استادم پرسیدم دیشب، راجع به یه سیستمی بود مال دانشگاه استنفورد، جواب داده چرا از فلان سیستم استفاده نمی کنی؟ یه سیستم آلمانی که من به عمرم اسمشو نشنیدم خنثی.