یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

اون روز که رفتم پیش منشیمون که برام ترجمه کنه متنا رو، بهم گفت احتمالا باید برم Finanzamt (نمیدونم دقیقا فارسیشو چی بگم، اداره مالیات شاید کلمه ی مناسبی باشه). هر کس که می خواد تو آلمان کار کنه باید حتما بره به این اداره و یه برگه ازشون بگیره و تا آخر باید اون برگه رو نگه داره. یعنی از این برگه یه دونه بهت میدن و هر بار که می خوای جایی استخدام بشی باید اون برگه رو نشون بدی.

خلاصه، این منشی هم به من گفت باید برم به این اداره ببینم چی میگن و یه برگه از اونا احتمالا باید بگیرم. یه عالمه هم نامه برام اومده بود در رابطه با همین کار جدیدم که اونا رو هم خانوم منشی ترجمه کرد و یکیشو مشخص کرد و گفت اینو با خودت ببر اداره مالیات.

منم امروز صبح قرار شد بره اداره مالیات. صبح اینترنتی چک کردم، دیدم نوشته 12 دقیقه پیاده برو، بعد سوار اتوبوس شو، فکر کنم نوشته بود 4 دقیقه اینا تو اتوبوسی بعد می رسی! دیدم خب این که نمی ارزه، من دوازده دقیقه پیاده برم، 4 دقیقه سوار اتوبوس باشم؟!!

تصمیم گرفتم با دوچرخه برم (آیکون دختر معمولی معتمد به نفس نیشخند). در حال حاضر ما سه تا دوچرخه داریم و دو تا قفل! آخه همسر جدیدا یه دوچرخه ی جدید خریده و قصد داره دوچرخه ی قبلیشو بفروشه، ولی هنوز نفروخته. دوچرخه ی من و دوچرخه ی جدید همسر به همدیگه قفل شده بودن. منم قفلو باز کردم، بستم به دوچرخه ی همسر و دوچرخه ی خودمو آوردم بیرون و سوار شدم.

رکاب زنان تا یه جایی رفتم، رسیدم به یه دو راهی که راه اشتباهو انتخاب کردم نیشخند، یه کمی رفتم دیدم دارم پرت میشم از مسیر، برگشتم! مستقیم رفتم تا رسیدم به یه جایی که یه تابلوی بزرگ داشت برای ماشینا که روش نوشته بود Finanzamt، منم سعی کردم به سمتی که تابلو گفته بود برم، ولی بعد فهمیدم اون اشتباه بوده! یعنی اون برای ماشینا خوب بود.

خلاصه، پرسون پرسون راهو پیدا کردم و رسیدم جلوی در Finanzamt. اونجا تازه دیدم ئه! من چرا قفل دوچرخه رو با خودم نیاوردم؟متفکر دوچرخه رو بیمه ی ابوالفضلش کردم همونجا و رفتم تو!

خدا رو شکر خیلی شلوغ نبود، خیلی زود نوبتم شد. خانومه نامه رو گرفت، گفت تو هیچ برگه ای از ما لازم نداری! این نامه برگه ای از ما نخواسته، فقط یه شماره شناسایی می خواد که هر کسی داره و ربطی به کارمند بودن و شدن و این حرفا نداره.

گفت شماره شناساییتو می دونی؟ گفتم نه! گفت باشه من الان برات پرینت می گیرم. برام یه برگه پرینت گرفت و داد دستم. منم خوشحال و خندان برگشتم!

چهارتا مسیر موجود بود برای رفتن، من سه تاشو امتحان کردم غلط بود نیشخند، بعد فهمیدم مسیر درست کدومه!! مسیر درستو رفتم، رسیدم به یه سه راهی. حدس می زدم مسیر درست کدومه، ولی دیگه نمی خواستم ریسک کنم، هوا خیلی گرم بود، اعصابم داشت به هم می ریخت. همونجا ایستگاه اتوبوس بود. اتوبوسم قرار بود دو دقیقه دیگه بیاد. وایستادم با اتوبوس بیام خونه. یه ایستگاه با اتوبوس اومدم، پیاده شدم. مسیر رفتنیم هم از همین ایستگاه رد شده بود. گفتم از اینجا رو دیگه بلدم.

بعد از اینکه پیاده شدم از اتوبوس، دوباره دوچرخمو سوار شدم و رکاب زنان رفتم، رفتم رفتم، تاااااا وقتی دیدم از خونمون رد شدم نیشخند.

ولی خدا رو شکر به یه جایی رسیده بودم که از اونجا دیگه دقیق خونمونو بلد بودم چشمک، دوباره رکاب زنان اومدم سمت خونمون.

یه کار نیم ساعتی رو در عرض حدود یه ساعت و نیم انجام دادم، ولی خب تجربه زیاد کسب کردم، خوب بود نیشخند.

البته اینم بگم که تمام مدت با اینترنت گوشیم گوگل مپو چک می کردم، ولی اصلا نمی تونستم تشخیص بدم کجام نیشخند! یعنی یه جایی رو نشون میداد می گفت تو اینجایی، بعد من 500 متر رد میشدم از اونجا، اون هنوز می گفت تو همونجایی خنثی!!!

وقتی اومدم خونه همسر که اومد برام توضیح داد چطوری باید از گوگل مپ گوشیم استفاده کنم که گیج نشم، ان شاءالله واسه دفعه های بعدی یاد گرفتم دیگه لبخند.

 

[ ۱۳٩۳/٥/٢۱ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب