یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

آخییییییییش از خفگی در اومدم! دیروز کلا پرشین بلاگ قسمت مدیریتو باز نمی کرد، نمی تونستم پست بذارم، داشتم خفه میشدم نیشخند.

خب، حالا بریم سر چیزی که می خواستم بگم. چند روز پیش که رفته بودیم خرید، ما توی ترم (tram) بودیم که تصادف شد. ترم با یه ماشین تصادف کرد.

ریل های ترم یه طوریه که ماشینم می تونه از روش رد بشه. به جای اینکه من توضیح بیشتری بدم، بهتره مثلا این عکسو ببینین.

کلا همیشه وقتی ترم داره حرکت میکنه، اولویت با اونه. بنابراین جاهایی که تقاطع اجباری هست، یعنی ماشین باید از روی خط ترم رد بشه تا بره تو لاین خودش، باید صبر کنه تا اول ترم رد بشه.

حالا اون روز، ما سوار ترم بودیم، یه ماشین می خواست بپیچه بره به سمت پارکینک یه فروشگاه، واسه همین یه کمی اومده بود رو ریل ترم. فک کنم ترم ده ثانیه ای داشت بوق می زد، ولی طرف اصلا انگار نه انگار!!! واقعا نمی دونم چطور طرف نشنید. آخه دو نفر هم بودن تو ماشین، ولی انگاری هیچ کدومشون کلا نشنیده بودن.

راننده ی ترم هم چون از فاصله ی دوری شروع کرده بود به بوق زدن، به هوای این بود که بالاخره ماشینه بره کنار و تنها کاری که کرد این بود که سرعتشو کم کرد، اما ترمز نگرفت. نتیجه اش این شد که راننده خیلی خیلی خیلی دیر متوجه شد و بوووووووم ترم خورد به بغل ماشینش.

حالا جالبش بعدش بود برای من و همسر. راننده ی ترم پیاده شده به طرف میگه guten tag (روز بخیر، یا همون سلام علیکم)، و بعد هم خیلی عادی شروع کرد به صحبت کردن با طرف. به اندازه ی سرسوزنی عصبانیت تو چهرش نبود. هیییییچ گونه داد و بیدادی هم راه ننداخت!

آقاهه هم که از ماشینش پیاده شد، حرفی برای گفتن نداشت. در ماشینش غر شده بود ولی خب چی می تونست بگه؟ نمی تونست ادعا کنه ترم نباید از روی ریلش رد میشده که نیشخند.

راننده دوباره سوار قطار شد و گفت هرکی می خواد پیاده شه، ما اینجا هستیم تا پلیس بیاد. ما هم پیاده شدیم و شیلنگ زنان راه افتادیم!! دو ایستگاه که رفتیم، گفتیم شاید ترم بیاد، یه کمی وایستادیم، دیدیم نیومد، دوباره راه افتادیم. هنوز چیزی نرفته بودیم که ترم اومد از کنارمون رد شد!!

ما هم تو ایستگاه بعدی منتظر ترم بعدی شدیم و با اون رفتیم، ولی کارشون واقعا خیلی سریع بود، خدا خیرشون بده این پلیسای آلمانی رو که اینقدر سر وقت میان! فک کنم کلا ده دقیقه نشد که پلیس اومد و ترم راه افتاد دوباره.

---

حالا که اینو گفتم یه کمی هم راجع به بیمه ی ماشین توضیح بدم، از همون اندک چیزی که می دونم. اینجا بیمه ی ماشین ماه به ماه تعیین میشه و هر ماه بر حسب پیشینه ی شما مبلغ بیمه تعیین میشه.

یعنی مثل ایران سالانه نیست، بنابراین اگه تصادفی بکنین، بلافاصله از ماه بعدی باید بیشتر پول بدین. نکته ای هم که اینجا جالبه اینه که خیلی وقتا وقتی کسی تصادف می کنه، اگه هزینه اش خیلی زیاد نباشه، کلا از بیمه اش استفاده نمی کنه و ترجیح میده از جیب خودش پول بده. چون اگه از بیمه استفاده کنه، از ماه بعدش انقد پول بیمه اش بیشتر میشه که در کل نمی صرفه!

 

[ ۱۳٩۳/٥/٢۸ ] [ ۳:۳۸ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب