این روزا هیچ اتفاق خاصی نمی افته که بیام بنویسم براتون. از صبح تا شب روی تزی کار می کنم که گاهی وقتا واقعا ناامیدم می کنه.

راهی که یه عالمه روش کار کرده بودم و نتیجه های نسبتا خوبی داشت، دو تا باگ داشت که با رفع کردنش همه چی خراب شد! الان نتیجه ها از نتیجه ی اولیه هم بدتر میشه!

نمی دونم قدم بعدی چیه. همش دارم تلاش می کنم، ولی آخرش باز حس می کنم همون جای اولم! ( و البته به واقع هم همون جای اولم!). استاد هم که کلا نظری نداره. البته فردا می بینمش و باهاش صحبت می کنم، امیدوارم ایده ای داشته باشه، هرچند خیلی امیدوار نیستم.

به هر حال این روزا اگه جایی رفتین، نماز خوندین یا بالاخره خواستین دعا کنین، ما رو هم اون گوشه موشه ها جا بدین لطفا...