فردا قرار بود استادمو ببینم. از صبح این دست اون دست می کردم که بهش ایمیل بزنم بگم قرار فردا رو کنسل کنیم. آخه مطمئن نبودم جوابام به فردا برسن که بتونم راجع بهشون بحث کنم با استاد.

تقریبا ساعت 2 اینا بود که برنامه ام تقریبا درست شد (البته فقط یه قسمت از دو قسمت، ولی خب سختش همین قسمتش بود، بقیه اش کپی پیست ه!). حالا فقط باید برنام رو اجرا می کردم، اگه جوابا معقول بود، یعنی برنامه ام داشت درست کار می کرد، اون یکی قسمتم باید درست می کردم که کامل اجرا بشه و نتیجه ی نهایی رو بگیرم.

ولی بازم دلم می خواست قرار فردا رو کنسل کنم. چون تجربه نشون داده تو این نتیجه گرفتن های یهویی، همیشه یه عالمه غلط و استثنا هست که آدم بعدا می فهمه و همیشه هم کلی نتیجه رو تحت تاثیر قرار میدن!!

ولی استاد ساعت 12:04 ایمیل زد، گفت من فردا قرار دکتر دارم، نمی تونم حضوری بیام. می خوای قرارو اسکایپی بذاریم. من جوابشو دادم گفتم، اگه نمی تونی حضوری بیای، اصلا نیا دیگه نیشخند.

گفتم صبر کن اول من نتیجه ها رو بگیرم، چون هنوز نتیجه نگرفتم، پس بهتره فعلا قرارو کنسل کنیم. هفته ی دیگه دوشنبه یا سه شنبه یا قرار اسکایپی میذاریم، یا صبر کن تا دوباره جمعه بشه همو ببینیم.

جواب نداد! اصولا این جور مواقع استادم جواب نمیده خنثی. وقتی جواب نمیده یعنی باشه!

---

از قضا، اون دوست/معلم کلاس آلمانی-فارسیم که برای تعطیلات بین دو ترم رفته بود خونشون (شهر خودشون) بهم ایمیل زده من از فردا تا دوشنبه اینجام (یعنی شهر ما). اگه می خوای دوباره همو ببینیم.

حالا من اون قرارو کنسل کردم، یه قرار دیگه جور شد چشمک. البته از این قرار خیلی راضیم. خیلی وقته آلمانی حرف نزدم. خوبه برم یه کمی مجبور شم حرف بزنم، یه کم چیز میز یاد بگیرم.