امرز دوباره زنگ زدم به اونجایی که اون روز گفت نامه ات برای ما نیومده و دوباره بفرست.

از اعتماد به نفس خودم خوشم اومد، زنگ زدم راجع به مالیات و کار و کارفرما و کارمند با یه نفر آلمانی حرف بزنم نیشخند. اونم راجع به چیزی که اصلا نمی دونم مشکل چیه که بخوام از قبل کلمه هاشو یاد بگیرم نیشخند. اول سعی کردم یه کمی با گوگل ترنزلیت ترجمه کنم، دیدم انقد کج و معوج ترجمه کرد که منم می تونستم غلطاشو بگیرم!! بی خیالش شدم.

خلاصه، زنگ زدم به خانومه گفتم نامه ی ما رسید؟ چک کرده میگه آره رسیده، ولی حالا یه مشکل دیگه داریم!! میگه من کلاس مالیاتی شوهر تو رو ندارم!! میگم خب تو به کلاس مالیاتی شوهر من چیکار داری؟ ما کلاس مالیاتیمون کجا بود دو تا دانشجو؟!!

گفت باید برین finanzamt، ثبت نام کنین خنثی.

خدا بگم چیکار کنه این fianzamt ای ها رو!! خب من که روز اول مثل بچه ی آدم خودم بلند شدم رفتم اونجا که طرف بهم گفت لازم نیست اینجا کاری بکنی، فقط همین شماره رو براشون بفرست تمومه!!

ساعت کار finanzamt رو نگاه کردم، امروز تا دوازده بیشتر نیست. باید دوشنبه با همسر بریم، هردومون ثبت نام کنیم. خانومه گفت هردومون باید بریم. البته قبلا همسر یه بار مجبور شده بره یه نامه از finanzamt بگیره، نمی دونم باز این خودش دردسر تازه ای میشه!! یا بهمون کمک می کنه.