یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ

 

بسم الله الرحمن الرحیم، گوش شیطون کر، چشم بد دور، بترکه چشم حسود، یه حمد و قل هوالله بخونین! خب خوندین، حالا بهتون بگم انشاءالله اگه خدا بخواد و چشم نخوره، سیستمم قبل از پس پردازش، بالاخره جوابش بهتر از بهترین جوابی شد که قبلی ها به دست آوردن لبخند.

البته هنوز مشکلات عدیده ای وجود داره! یکیش اینکه بعد از پس پردازش معلوم نیست چی میشه و من نمی خوام خوشحالی امروزمو با انجام پس پردازش و گرفتن نتیجه ی بدتر خراب کنم! واسه همین سراغش نرفتم کلا نیشخند.

مشکل دوم اینکه اینایی که بهترین نتیجه رو تا الان داشتن، دو تا مقاله داشتن، 2012 و 2013 که نتیجه ی 2012 ایه بهتر شده بود. منتها کلا تا الان هرکی رو این موضوع کار کرده، داده هاش به یه فرمت دیگه بوده. منم از این بنده خداها خواستم اصل داده هاشونو برام بفرستن که خودم تبدیل کنم به فرمت خودم و بتونم نتیجمو مقایسه کنم. حالا نمی دونم اونا "بهترین" نتیجه شونو برام فرستادن یا "آخرین" نتیجه شونو!

الان دارم داده ی اونا رو استفاده می کنم که ببینم تو فرمت اولیه، نتیجه هاش به کدوم مقالشون شبیهه؟ امیدوارم که بهترین نتیجشونو فرستاده باشن. وگرنه دیگه به من ربطی نداره، من مقاله می نویسم، توش هم میگم من به اینا گفتم داده هاتونو بدین، دادن، من تبدیل کردم، نتیجه اش این شد. اینکه اونا بهترین نتیجشونو دادن به من ربطی نداره نیشخند.

اما واقعیت اینه که فک می کنم اونا "آخرین" نتیجشونو برام فرستادن نگران.

چند دقیقه پیش نتیجه ها رو واسه استادم ایمیل کردم. امیدوارم استادم دفعه ی بعدی بهم بگه شروع کنم به نوشتن مقاله اش. آخه خیلی می ترسم. همون طور که اون پسر هم گروهیم کلا موضوعشو عوض کرد و دقیقا چیزی که من روش کار می کردمو ورداشت، می ترسم باز یکی دیگه پیدا بشه، قبل از اینکه من مقالمو چاپ کنم، صاف بره تمام کارایی که من کردمو بکنه و کار من این وسط حیف بشه!

نمی دونم هفته ی بعد چطوری بحث این مقاله نوشتنو پیش بکشم. آخه یه مشکل دیگه اش اینه که من هیچ حرف خاصی توی مقاله نمی تونم بزنم. یعنی نمی تونم بگم من فلان روشو امتحان کردم جواب داد! من هزار تا چیزو با هم قاطی کردم، از هر آشی ماشی که جوابش بهتر شده. واقعا فک می کنم باید عنوان مقاله و تزم باشه از هر آشی ماشی!!

 

[ ۱۳٩۳/٦/۳٠ ] [ ۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ دختر معمولی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه! -------------------------------------------------- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ----------------------------------------------- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید" که تنها پست توی برچسب "از من بپرسید" هست، بپرسید، یعنی این آدرس: http://mamooli.persianblog.ir/post/524/ در غیر این صورت به احتمال زیاد جواب داده نمیشه. ------------------------------------------------ اگه رمز می خواین، بگین. -------------------------------------------------- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب